قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
311
درة التاج ( فارسى )
لازمى ذهنى بوذى از تصور يك جيز انتقالات غير متناهى متسلسل يا دائر لازم آمذى ، و دلالت تضمن مستلزم التزام نيست ، جه لازم نيست كى هر ماهيتى مركبه را لازمى ذهنى باشذ كى از تصور آن ماهيت تصور آن لازم [ لازم ] آيد ، و آنك او مركب است لازم او نيست در ذهن ، جه در وقت تصور ماهيت مركبه از تركيب او ذاهل مىشوند ، و دلالت مطابقه حقيقي است جه حقيقت لفظى باشذ كى مستعمل باشذ در آن جيز كى او را بازاء آن نهاذه باشند و آن دو دلالت ديگر مجازى ، جه مجاز لفظى باشذ مستعمل در غير آنج بازاء آن نهادهاند . فصل دوم در قسمت الفاظ لفظ - يا مفرد بوذ يا مؤلف ، مفرد آن بوذ كى هيج جزوى ازو بر جز و معنى « 1 » دلالت نكند مانند انسان كى بر مردم دالّ است ، جه هيج جزوى ازين لفظ بر جزو معنى دلالت نمىكند ، بل درين حالت كى جزو اين لفظ است بر هيج جيز دالّ نيست اصلا ، و مؤلف آن بوذ كى جزوى از لفظ بر جزوى از معنى دلالت كند ، مانند : هذا الانسان كى دال است برين آدمى ، جه لفظ هذا دالّ است بر : اين ، كى اشارت است ، و انسان بر آدمى . و مؤلف را قول و مركب نيز خوانند . و باشذ كى لفظى بيك اعتبار مفرد بوذ ، و بديگر اعتبار مؤلف ، مانند : عبد اللَّه ، كى جون اسم علم شخصى باشذ مفرد ، جه اسماء اعلام را در مسمّيات جز تعيين و اشارت هيج دلالت ديگر نبوذ ، و جون به آن بندهء خدا « 2 » خواهند مؤلف بوذ . و اين جنس مؤلف را بعضى مركب خوانند . و بدانك : لفظ مفرد يا اسم بوذ يا فعل يا حرف كى آن را اداة خوانند ، به جهت آنك اين لفظ مفرد يا مستقل باشذ بدلالت بر معنى ، يا نه ، اگر
--> ( 1 ) - بر هيچ جزوى از معنى - م . ( 2 ) - و خدا - اصل .