قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

303

درة التاج ( فارسى )

موضوع منطق تصورات و تصديقات است ، جه منطقى نظر مىكند در موصل بايشان كى قول شارح و حجت است ، و در آنج اين هر دو موصل بر آن موقوف‌اند ، خواه توقفى قريب ، و خواه بعيد ، جون جنسيّت و فصليت ، و ذاتيت ، و عرضيّت ، و موضوعيت و محموليت ، و قضيه ، و عكس ، و نقيض ، و امثال آن . و اين اموريست كى عارض تصورات و تصديقات مىشوند ، بس ايشان موضوع باشند و اين هم خطاست ، جه اگر بتصور و تصديق [ معنى تصور و تصديق ] ميخواهند بس سخن ايشان كى اين اموريست كى عارض تصور و تصديق ميشوذ راست نباشذ جه اين امور از عوارض متصور و مصدق به است . نه از عوارض تصور و تصديق ، و اگر بتصور و تصديق متصور و مصدق به ميخواهند هم راست نباشذ ، جه آن متصور و مصدق بايد كى غير جزوى و كلى و قضيه و عكس باشذ به جهت آنك ايشان معروض اينهااند و معروض غير عارض باشذ ، بس ايشان خارج باشند از نظر منطقى ، بس موضوع نباشند ، جه موضوع [ در ] هر علمى خارج نباشذ از نظر صاحب آن علم ، جه موضوع هر علمى موضوع اكثر مسائل آن علم باشذ ، و بوجهى ديگر اگر بتصورات و تصديقات هر جيزى خواهند كى يكى از اين دو اسم « 1 » بر آن صادق بوذ تمامت علوم باشذ . جه هر علم كى هست منقسم است بهر دو ، بس مفهوم ازين آن باشذ كى موضوع منطق تمامت علوم است و اين فاسدست . و اگر مدلولات ايشان خواهند از آن روى كى تصورات و تصديقات‌اند . هم فاسد باشذ جه ايشان از اين حيثيت موضوع منطق نتوانند بوذ . اما اولا به جهت آنك تصور از آن روى كى تصورست محال باشذ كى متناول غير مفهوم تصور باشذ ، جون كلي ، و جزوي ، و ذاتى ، و عرضى ، و غير ايشان ، جه او تصور از آن روست كى ادراكى ساذج است فقط و كلى از آن روى كى مفهوم او مانع وقوع شركت نيست

--> ( 1 ) - دو قسم - م .