قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
304
درة التاج ( فارسى )
و تغاير اين دو حيثيت اظهر من الشمس است . و اما ثانيا به جهت آنك همه متأخران معترفاند كى منطقى بحث مىكند از موصل بتصور و موصل بتصديق و موصل بايشان محال باشذ كى تصور باشذ من حيث هو تصور يا تصديق من حيث هو تصديق لأنّ الشّيء لا يوصل الى نفسه . و اما ثالثا به جهت آنك تصور و تصديق از آن روى كى تصور و تصديقاند حدّ و قياس نباشند از آن روي كى حد و قياساند ، جه ماهيت تصور و تصديق ادراك است ، و ماهيت حد و قياس قول ، و حد و قياس عرض ذاتى ايشان نيستند ، و نه از آن جنس ايشان كى ادراك است ، بس واجب آن بوذى كى در منطق بحث از آن نكردندى . آرى تصور و تصديق بر اجزاء حد و قياس و آنج حد و قياس موصلاند به آن صادقاند ، جنانك صادقاند بر غير ايشان از ساير اجزاء علوم ، بس حق آنست كى موضوع منطق معقولات ثانيه باشذ ، جنانك متقدمان گفتهاند : فانّ بحث الأوّلين اوفى « 1 » اما نه از آن روى كى عوارض ماهيّاتاند ، يا عوارض عوارض آن ، و نه از آن روى كى موجوداند . باحد الوجودين « 2 » . جه اين بعلوم ديگر تعلق دارد ، بل از آن روى كى جگونه توصل كنند به نظر در آن از معلومات بمجهولات يا جيزى كى مشابه آن باشذ ، جون : الزامات ، و اقناعات ، و تخيلات ، و غير ايشان . اما آنك تصور و تصديق از جمله معقولات ثانيه است ، جه تعقل ايشان متأخرست از تعقل ادراك ساذج ، و ادراك مقارن ، به جهت آنك تا شخص تعقل نكند كى آن ادراك ساذج است حكم نكند بآنك تصورست جنانك تا تعقل نكند كى مفهوم حيوان مانع وقوع شركت نيست حكم نكند بآنك كلى است جاى نظرست ، جه راست است كى حيوان را معنيى عارض شذ كى آن را كلى ميخوانند ، اما راست نيست كى ادراك
--> ( 1 ) - الاولين ادنى - م . ( 2 ) - موجوداند احد الوجودين - اصل .