قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

212

درة التاج ( فارسى )

كرد كى : « [ قُلْ ] » يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ . و بكمال علم كه : وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ . يعنى جون از اوّل آفريد - معلوم شذ كى قادرست بر خلق - و ايجاد ، و جون عالمست بهمهء معلومات ، بداند كى فلان ذرّه - « ( كى ) » در زير درياء محيط است جزو دل زيد عاصيست ، و فلان ذرّه كى بر سر فلان كوه است جزو دماغ عمر و مطيع است ، و با وجود جنين علم « [ و ] » جنين قدرت ، در امكان حشر جه سخن ماند ؟ . و ازين مناظرات معلوم مىشود - كى مباحثات - و معارضات « 1 » انبيا عليهم السّلام همه در مسائل اصول بوذه است : از توحيد - و تنزيه بارى عزّ شانه ، و اثبات حشر - و نشر ، و ثواب - و عقاب . و جون فضيلت علم اصول دين بر علم فروع دين معلوم شذ . بدانك : حشويّان ، علم اصول را باطل مىدانند - بنا بر آنك بدعتست ، ( به جهت آنك صحابه ) ] ( رضى اللّه عنهم ) [ ( به اين علم نگفته‌اند ، و هر جه بدعتست ) ] باطل است . جواب - لا نسلّم كى هرج بدعت است باطل است ، - جه بدعت حسنه باطل نيست . ديگر قرآن مجيد مملوّ است از دلايل توحيد - و تنزيه ، و نبوّت - و معاد . و ما بعلم اصول آن دلايل « ( مى ) » خواهيم . بس آن را بدعت خواندن عين بدعت باشد . اينست تمامى سخن در فاتحهء درّة التاج لغرّة الدّباج . - « 2 »

--> ( 1 ) - مناظرات - م . ( 2 ) - در اينجا مقدّمهء مصنّف بپايان رسيده فهرست كتاب آغاز ميگردد . و بخش عمدهء فاتحه ( چنان كه قبلا هم اشاره شد ) با تغيير كمى در عبارات از اسرار التّنزيل فخر الدين رازى گرفته شده ، و قسمتى ديگر از احياء العلوم غزّالىّ و قسمت بزرگ تقسيمات علوم حكميّ نيز با اندك اختلاف با كتاب تقاسيم الحكمه تصنيف ابن سينا منطبق است . برخى مطالب ادبى هم مصنّف از قسطاس عروض زمخشريّ اقتباس نموده - كه خود نيز به دو مأخذ اول و بمأخذ اخير هم اينجا اشاره نمود . و نام اسرار التّنزيل و اربعين را چند صفحه بعد و در خاتمهء كتاب ( بخش سوّم ) بميان آورده ، تقريبا آنچه از كتاب مزبور در فاتحهء كتاب حاضر نقل نكرده در خاتمه گنجانيده است . اما آيات توحيد و صفات حق تعالى را نخست غزالى در جواهر القرآن بدين گونه تقسيم نموده ، - ولى وى فقط به دو بخش بزرگ مبدأ - و معاد ، اكتفا كرده است . و مجلسى در بحار الانوار هر باب و فصل را بآيات كريمه آغاز كرده ، و با تتبّع و استقصاء آيات مربوط بدان فصل يا باب را ايراد كرده است . در معاصرين ما هم يك نفر مصرى كتابى بنام « آيات اللَّه فى الآفاق » ساخته - كه در سال 1352 در قاهره بچاپ رسيده ، ولى مشار اليه ببعض آيات راجع بمبدا و معاد بسنده كرده ، در تفسير مشكلات هم كوتاه آمده است . مرحوم اعتضاد السلطنه نيز كتابى موسوم بكشف المطالب نوشته است - كه در مقدّمهء بعض قرآنهاى قطع بزرگ ( - كه زير سطور ترجمهء آيات ، و در آخر كشف الآيات دارد ) در طهران چاپ شده است . و براى آگهى از آيات مبدأ و معاد كه مصنّف ايراد ننموده بهترين مأخذ جلد اول بحار الانوار - و كشف المطالب است .