السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمه 38
جذوات و مواقيت ( فارسى )
غرفهء مشام جان ، و فرش و عرش قصر شامّهء روان را مشك آذين و عنبر آگين ساخت . « 1 » 2 . پس من سبيل اللمّ ، از كمال جود و علوّ كبرياى او مراتب مبدعات و مكوّنات و مجعولات و معلولات را على الترتيب النازل من لدنه طولا و عرضا الى ساقة التقرّر و اقصى الوجود لازم مىآورند و بحث از هر ذات را دنبالهء بحث از ذات حقّ او و سخن از هر وجود را تتمّهء سخن از وجود حقيقى او مىدارند ؛ به آن اعتبار كه معلولات - بما هى معلولات - شئون و اعتبارات ذات علّت ، و مجعولات - بما هى مجعولات - نعوت و عوارض ذات جاعل مىباشند ؛ و نظر عقل بر شعاع جمال و عزّ جلال او مقصور داشته ، موثقات و معجبات اقاليم عوالم وجود را از آن حيثيت كه رشحات فيض و خيرات رحمت او و غرايب صنع و بدايع ابداع اوىاند ، مطالعه مىنمايند و ذات حقّ را شاهد هر ذاتى و وجود مطلق او را دليل هر وجودى مىسازند و فرقان حكيم بر طور اين طايفه كه كبريت احمر عالم تعقّلاند ، تنبيه مىفرمايد . « 2 » 6 . تأثير جذوات بر آثار ديگر حكما به جرأت مىتوان گفت كه مير سيّد احمد علوى شيفتهترين پيروان حكمت يمانى به شمار مىآيد . با اين وجود ، نثر وى بر خلاف استادش از روانى و سلاست خاصّى برخوردار است ؛ و اين شايد بدان دليل باشد كه او عمدتا در صدد شرح آرا و انديشههاى مير بوده و بس . پس از وى نيز به كمتر حكيمى برمىخوريم كه از چنان نثر پيچيده و مغلقى برخوردار باشد مگر شخصيتهايى چون زنوزى در كتاب ارزشمند بدايع الحكم و حكيم ميرزا مهدى آشتيانى مؤلّف اساس التوحيد و شارح منظومهء سبزوارى . از ميان اين دو ، حكيم آشتيانى بشدّت متأثّر از آراى مير و گونهء نگارش وى بوده .
--> ( 1 ) . اثر حاضر ، صص 4 - 3 . ( 2 ) . همان ، ص 42 .