سيد محمد خالد غفارى

99

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

برزخ لطيف : « و هو الّذى لا يمنعه اصلا . . . » آن است كه به هيچ وجه مانع عبور نور از خود نشود ، مانند هوا . برزخ مقتصد : « و هو الذى يمنعه منعا غير تامّ . . . » آن است كه نه كاملا نور را از خود عبور دهد و نه كاملا مانع عبور آن شود ، بلكه حالتى بينا بين داشته باشد ، مانند آب . برزخ قاهر : « . . . و الافلاك حاجزها مستنير و غيره لطيف و هى برازخ لا تفسد و لا تبطل . . . » . « برازخ قاهر » عبارت‌اند از افلاك و كرات نورانى آن ، اين برازخ از آن جهت كه مؤثّر در عناصر يا قوابس هستند و بر آنها غلبه دارند به قواهر توصيف شده‌اند . اين برازخ كه در عين حال فارد يا بسيط هستند دو نوع‌اند : آنها كه جرم حاجز دارند خود نورانى هستند مانند خورشيد و ستارگان ، كه اگر چه به علّت جوهر غاسق بودنشان حاجز نورند ، خود نورانىاند ؛ امّا آن برزخ‌هاى قاهرى كه خود نورانى نيستند لطيف‌اند ، يعنى نور را كاملا از خود عبور مىدهند ، مانند جرم افلاك . پس برزخهاى قاهر ، كه افلاك و كرات آسمانى هستند ، در اين ديدگاه ، يا حاجز نورانى هستند يا كاملا شفّاف مىباشند و ديگر نوع مقتصد ندارند ، و از طرف ديگر ، همهء آنها جاويدان و دور از فنا و فسادند و به همين جهت هم قاهر و مسلّط بر عناصرند . برزخ قابس : « و البرزخ القابس هو ما تحتها ( اى تحت الافلاك ) » . « برزخ قابس » بر اجرام و عناصرى اطلاق مىشود كه زير افلاك و كرات سماوى قرار دارند و انوار عرضى و استعدادهاى گوناگون براى توليد مواليد ثلاثه را از آنها اخذ و اقتباس مىنمايند و صفت قابس از همين قبس و اقتباس آمده است .