سيد محمد خالد غفارى
90
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
انسانى نيز هفت مرتبه است و آنچه از اين مراتب معلوم است پنج مرتبه است كه دو مرتبهء آن فوق مرتبهء انسانيّت است و آن ، رتبه ملكيّه و قدسيّه است ؛ رتبهء ملكيّه همان رتبت حكميّه است و رتبهء قدسيّه عبارت است از مرتبهء نبوّت ، و دو مرتبهء مادون نفس انسانيت ، مرتبهء نفس نباتى و حيوانى است . « 1 » اوّل چيز ( اول مخلوق ) : « . . . اوّل چيز كه به دو واجب شود ، جوهرى است وحدانى ، مجرّد از مادّه و آن ، آن است كه حكما آن را « عقل اوّل » گويند و « معلول اوّل » . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 147 ) « . . . صنفى كه ايشان را فلاسفه مىگويند گفتند كه حق - تعالى - اوّل چيزى كه بيافريد ملكى بود كه آن را « عقل اوّل » خوانند ، چنان كه رسول عليه السّلام مىفرمايد : اوّل ما خلق اللّه العقل . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ بستان القلوب ، ص 381 ) در اينكه اوّل مخلوق يا اوّل چيزى كه از ذات حق صادر شده است چيست ؟ نظرهاى مختلفى ارائه شده است ، فلاسفه ، عرفا ، دهريون ، ثنويها ، هر كدام نظر خاص خود را دارند ، آنچه اينجا مورد نظر است رأى و نظر فلاسفه ، مخصوصا حكماى اشراق است . فلاسفهء مشّاء و حكماى اشراق ، در مورد صادر اوّل و كيفيّت صدور آن ، جز در اسم و اصطلاح ، با هم اتّفاق نظر دارند ، هر دو معتقد به : « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » هستند ، و هر دو مكتب ، اين اوّل مخلوق واحد را ، جوهرى مجرّد از مادّه و تعلّق مادّى مىدانند ، منتها ، فلاسفهء مشّاء آن را « عقل اول » و فلاسفهء اشراق آن را « نور اقرب » نام نهادهاند . و باز هم متّفق الرّأى هستند كه اين موجود ، نمىتواند « جسم » باشد ، زيرا جسم مركب از هيولا و صورت و هيأت است و مقتضى وجود جهات مختلف و متعدّد در ذات واجب الوجود است ، و « نفس » هم نيست ، زيرا نفس هم نيازمند تعلّق به مادّه ( جرم و بدن ) و موجب نبودن سنخيّت بين علّت و معلول است ، پس بايد چيزى باشد كاملا مجرّد از مادّه و تعلّق مادّى و متناسب با علّت و مبدأ فيّاض خود كه عقل يا نور محض است :
--> ( 1 ) . سجادى ، سيّد جعفر ، فرهنگ علوم عقلى ، با اندك تصرف .