سيد محمد خالد غفارى
7
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
پيشگفتار انجمن بنام خداوند جان و خرد يحيى بن حبش بن اميرك سهروردى كه در سال 549 ه . ق . در سهرورد از توابع زنجان به دنيا آمد و در سال 587 ه . ق . به دستور سلطان صلاح الدين ايّوبى به دست ملك الظاهر صاحب حلب پسر صلاح الدين در حلب به قتل رسيد ، آثار اصيل و ابتكارى از خود بر جاى گذاشت كه پس از وى دانشمندان به بحث دربارهء آنها و شرح آن آثار پرداختند . سهروردى على رغم آنكه به زمان شهادت بيش از سى و هشت سال نداشت ، در روزگار خود در علوم حكميّه و فقه و اصول يگانه بود . امّا در معتقدات او عقايد مختلف ابراز مىشد . برخى او را از صالحان و اهل كرامت مىدانستند و گروهى حكم به الحاد و زندقهء او مىكردند . ابن خلكان مىنويسد كه بيشتر مردم او را ملحد و بىاعتقاد مىشمردند ، امّا بعد از مرگ وى بر صلاح عقيدت وى شواهدى به دست آمد . سهروردى در مناظره مهارت فراوان داشت ، چنان كه كسى نمىتوانست با او برآيد . مردى اديب و شاعر و متفنّن هم بود ، به هر جا كه مىرفت ، قدر مىديد و بر صدر مىنشست ، چنان كه با گام تجرد به سير بلاد پرداخت ، در ماردين به محضر شيخ فخر الدين ماردينى رسيد . شيخ او را بسيار مىستود و مىگفت كه در عمر خويش كسى مانند او نديده است ، امّا از تندى و بىپروايى و شجاعت علمى بر او بيم داشت . گفتهاند كه ذكايى مفرط و عبارتى فصيح داشت ، و دانش او بر خرد وى غالب بود . از اين دو سه عبارت اخير برمىآيد كه اكثر مردم و حتّى فقهاى قشرى كه از فهم حقايق مقاصد وى عاجز ماندند ، زبان طعن بر وى گشودند و تكفيرش كردند ، حتّى برخى او را عالم به علم سيميا معرّفى