سيد محمد خالد غفارى
63
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
تعريف ادراك نفس نسبت به خود . . . مطرح كرده بودند و شيخ هم در كتابهاى ديگرش با آن مماشات كرده و تا اندازهاى آن را قبول نموده بود ، به صراحت تمام رد مىكند و مىگويد : « انّ ادراك الشّىء نفسه هو ظهوره لذاته لا تجرّده عن المادّة كما هو مذهب المشّائين ، و لو كفى فى كون الشّىء شاعرا بنفسه ، تجرّده عن الهيولى و البرازخ لكانت « الهيولى ) الّتى أثبتوها ، شاعرة بنفسها . . . » . « 1 » خلاصهء مطلب اينكه چون هر موجودى كه ذات خود را درك بنمايد نور محض است ، و نور محض هم ، براى خود ظاهر است و مدرك ذات خود است ، پس ادراك شىء نسبت به نفس خود همان « ظهور نفس براى بر خود » است ، و بر خلاف نظر مشّائيان ، ادراك ، تنها تجرّد از مادّه و عدم غيبت از خود نيست ، زيرا اگر محض « تجرّد از مادّه » در حصول ادراك كافى بود ، لازم بود كه هيولاى ساختهء ذهن مشّائيان هم به نفس خود آگاه باشد ، زيرا هيولى هم - آن طور كه مشّائيان آن را ساخته و پرداختهاند - در نفس خود مجرّد است و اصولا هيچ چيز بسيطتر و مجردتر از هيولى نيست ، در حالى كه نه نفس خود را درك مىكند و نه از صورى كه بر آن وارد مىشود ، آگاه است . پس ثابت مىشود كه : هر موجودى كه ذات خود را درك مىكند ، در نفس خود نور مجرّد است و نيز هر نور مجرّدى هم ، نفس خود را ادراك مىنمايد . پس « ادراك » همان « نور و ظهور » است : « فثبت انّ الّذى يدرك ذاته هو نور لنفسه و بالعكس ، فانّ الهوهو » ينعكس رأسا برأس . . . » . « 2 » يعنى اگر تمام هويّت چيزى عين هويّت چيز ديگرى باشد ، پس عكس آن هم صادق است ، يعنى عين هويّت چيز دوّم هم تمام هويت چيز اوّل است ، و در اينجا چون نور عين ظهور است ، پس هر ظهورى و ادراكى هم عين نور است . اقسام ادراكات « . . . و گوييم كه ادراكات انسانى بر چهار قسم است . . . : ادراك اوّل حسّ بصر است . . . دوم
--> ( 1 ) حكمة الاشراق ، صص 115 - 116 . ( 2 ) حكمة الاشراق ، ص 116 .