سيد محمد خالد غفارى

61

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

حصول صورت ، بلكه تنها به وسيلهء نفس است و اين ، نفس انسان است كه خود هم مدرك و هم مدرك و هم ادراك است ، به اين نتيجه مىرسد كه : ادراك عبارت است از « حضور شىء مدرك براى ذات مجرّد از مادّه » يا به عبارت بهتر ، ادراك : « عدم غيبت شىء مدرك است در برابر ذات مجرّد از مادّه » و از قول ارسطو خطاب به خود مىگويد : « . . . و اذا دريت أنّها ( اى النفس ) تدرك لا بأثر مطابق و لا بصورة ، فاعلم انّ التّعقّل هو حضور الشّىء للذّات المجرّدة عن المادّة و ان شئت قلت عدم غيبته عنها و هذا اتمّ . . . » . « 1 » سپس در كتاب مشارع و مطارحات ، ضمن ردّ ساير نظريّه‌هاى ديگرى كه در مورد ادراك ارائه شده است « 2 » ، در ردّ نظريّهء عامّ و مشهور « حصول صورت در ذهن به هنگام ادراك » ، نياز به حصول صورت ذهنى در حين ادراك را منحصر در دو مورد مىداند : يكى « ادراك كليّات » و ديگرى ادراك جزئيّاتى كه ذاتشان از ما غايب‌اند ، همچون آسمانها و ستارگان . و نظريّهء « عدم غيبت از ذات مجرّد از ماده » را كه حاصل خلسهء روحانى خود و ارشاد معلّم اوّل بود ، خاصّ طريقهء مشائيان به حساب مىآورد ، امّا توصيه مىكند كه بايد طالب حكمت تا قبل از حصول استعداد فهم كتاب حكمة الاشراق ، همان طريقهء امام الباحثين ، « ارسطو » را كه در ملاقات با شبح او در مقام « جابرص » بيان كرده است و در كتاب تلويحات آمده است . . . به كار گيرد ، يعنى در مسألهء ادراك ، از شناخت ادراك ذات خود شروع كند ، و به تدريج به مسائل عالىتر بپردازد . قابل توجّه است كه شيخ اشراق در اين ذكر مجدّد از ارسطو ، لحنش عوض مىشود و به جاى القابى همچون « غياث النّفوس » ، « امام الحكمه » ، « معلّم اوّل » ، كه همه حاكى از تعظيم و تكريم و قبول بىچون و چراست ، تنها به لقب « امام الباحثين » كه لحنى طنزدار است اكتفا مىنمايد ، يعنى ديگر او را به عنوان حكيم متألّه قبول ندارد ، بلكه او را تنها ، امام « اهل قال » مىداند . در هر حال ، شيخ ، با اينكه طالبين حكمت را تا قبل از رسيدن به مقام درك حكمة الاشراق به حفظ طريقهء امام الباحثين توصيه مىنمايد ، امّا ديگر تكيه بر « عدم

--> ( 1 ) همان ، صص 71 - 72 . ( 2 ) از جملهء اين نظريّه‌ها يكى « اتحاد نفس مدرك و صورت مدرك » است ، و يكى ديگر اتّحاد نفس با عقل فعّال در حين ادراك است .