سيد محمد خالد غفارى

57

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

« دربارهء كيفيت ابصار ، آرا و عقايد مختلفى ابراز شده است : گروهى قائل به انطباع صور اشياء در چشم و سپس رسيدن آن به حسّ مشترك و بعد از آن مشاهده به وسيلهء نفس ناطقه‌اند ، و گروهى قائل به خروج نور از چشم به شكل مخروطى هستند كه رأس آن در چشم است و قاعدهء آن در روى شىء مرئى » . « 1 » امّا نظريّهء خاصّ شيخ در كتاب حكمة الاشراق آمده است كه در آن ، هم نظريّهء خروج نور از چشم و هم نظريّهء انطباع ارسطويى را رد مىكند و « ديدن » را نتيجهء علم حضورى - اشراقى نفس مدبّر يا همان « نور اسفهبد » مىداند ، ولى براى حصول اين علم حضورى - اشراقى ، قائل به شروط و مقدّمات ضرورى زير است : 1 . روشنى و ظهور شىء مرئى ، 2 . مقابلهء بين چشم و شىء مرئى ، 3 . نبودن حجاب بين چشم و شىء مرئى ، 4 . سلامت چشم . اين شروط و مقدّمات مستفاد از اين عبارت است كه مىفرمايد : « . . . لمّا علمت انّ الأبصار ليس بانطباع صورة المرئى فى العين و ليس بخروج شىء من البصر ، فليس الّا بمقابلة المستنير للعين السّليمة . . . » . « 2 » ولى در هر حال عمل « ديدن » از طرف « نور اسفهبد » ( نفس ناطقه ) صورت مىگيرد نه چشم و چشم تنها به منزلهء وسيله و ابزارى است براى نفس : « و الأبصار و ان كان مشروطا فيه المقابلة مع البصر الّا انّ الباصر فيه ، النّور الاسفهبد » . « 3 » و اين شروط و مقدّمات چهارگانه هم در واقع به يك شرط برمىگردند كه آن هم عبارت است از « نبودن حجاب » بين چشم - به عنوان ابزار نفس - و شىء مرئى ؛ زيرا عدم سلامت چشم ، يا ظاهر نبودن شىء مرئى يا عدم مقابله ، در واقع خود ، هر يك نوعى حجاب است ، پس شرط اصلى رؤيت همان « رفع حجاب » بين بيننده و مرئى است : « و حاصل المقابلة يرجع الى عدم الحجاب بين الباصر و المبصر ، لأنّ الاستنارة او النّوريّة

--> ( 1 ) ابراهيمى دينانى ، غلامحسين ، فلسفهء سهروردى ، چاپ اول ، انتشارات حكمت ، تهران ، 1364 ، صص 357 - 361 به اختصار . ( 2 ) سهروردى ، شهاب الدّين ، مجموعهء مصنّفات ج 2 ، تصحيح و مقدمهء هنرى كربن ، انجمن فلسفهء ايران حكمة الاشراق ، ص 134 . ( 3 ) همان ، ص 213 .