سيد محمد خالد غفارى
58
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
شرط للمرئىّ فلا بدّ من نورين : نور باصر و نور مبصر . . . » . « 1 » از آنجا كه جهانبينى شيخ ، جهانبينى نور و ظهور است ، هنگامى كه ثابت كرد كه حقيقت « ابصار » همان حضور و ظهور اشياء براى نفس است ، از اين مسأله مقدّمهاى مىسازد تا نظريّهء - فلسفى - كلامى ديگرى را كه عبارت از : « زائد نبودن صفات حق بر ذات » اوست ثابت كند . وى در اين زمينه مىفرمايد : وقتى كه « ديدن » عبارت از حضور و ظهور اشياء براى نفس است ، زيرا نفس « نور » است و با رفع حجاب همه چيز در برابر نور ظهور دارد ، پس حضور و ظهور اشياء براى ذات حق كه نور الانوار و سرچشمهء همهء نورهاست اولى و احقّ است و لذا « علم » و « بصر » و « قدرت » و ساير صفات خدا ، چيزى جز همين حضور و ظهور اشياء براى ذات او نيست و همه چيز از نور محض ذات اوست نه از صفاتى كه زايد بر ذات او باشند : « . . . لمّا تبيّن أنّ الأبصار ليس من شرطه انطباع شبح او خروج شىء بل كفى عدم الحجاب بين الباصر و المبصر ، فنور الأنوار ظاهر لذاته و غيره ظاهر له ، فعلمه و بصره واحد و نوريّته قدرته ، اذ النّور فياض لذاته . . . » . « 2 » و بديهى است كه ظهور و حضور ، چيز ثابت زائد بر ذات نيست ، بلكه تنها اضافه و نسبتى است بين ذات حق و اشياء ، و « عدم حجاب » هم ، امرى سلبى است . و از اين جاست كه مىفرمايد : « . . . فأذن الحق فى العلم هو قاعدة الإشراق و هو : أنّ علمه بذاته هو كونه نورا لذاته و ظاهرا لذاته ، و علمه بالأشياء كونها ظاهرة له . . . » . « 3 » اثير « . . . بدان كه عالمها پيش اهل حكمت سهاند : [ يكى را ] عالم عقل گويند . . . و يكى را عالم نفس و عالم ديگر را ، عالم جسم گويند و آن دو قسمت است : يكى اثيرى و ديگر عنصرى . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ هياكل النّور ، ص 96 )
--> ( 1 ) مجموعهء مصنفات ، ج 2 ، صص 134 - 135 . ( 2 ) حكمة الاشراق ، ص 15 . ( 3 ) همان ، ص 153 .