سيد محمد خالد غفارى
51
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
خاصّ خود را جايگزين اصطلاحات آنها كرده است از جمله : 1 . اصطلاحات ، بحث دلالت را عوض نموده است . 2 . به ضوابط تعريف و اقسام آن تاخته و حدّ تام و تعريف كامل را غير ممكن دانسته است . 3 . جهات و اقسام قضايا را ساده و محدود كرده است ، يعنى همهء جهات هشتگانه را به « ضروريّه » و همهء اشكال چهارگانه را به « موجبهء كليّه » برمىگرداند و بدين ترتيب از نظر شيخ ، همهء قضايا تنها « موجبهء كليّهء ضروريّه » هستند . 4 . درباره سلب و عكس و تناقض ، نظريّات تازه و سادهاى ارائه نموده است . 5 . اشكال و ضروب « قياس » را بسيار ساده و محدود نموده است . در مقاله سوم از قسم اوّل مبحث مغالطات را بسيار مفصّل و منقّح مورد بررسى قرار داده و نظريّههاى ابتكارى خود را ارائه نموده است . 6 . اعتبارات عقلى و اعتبارى بودن وجود و امكان و غيره را اينجا به تفصيل مورد بررسى قرار داده است . 7 . يكى از موارد مهمّ مخالفت شيخ اشراق با مشائيان ، مسألهء جوهر و عرض و هيولى و صورت است ، او هيولى را قبول ندارد و صورت را هم عرض مىداند و « جسم » را چيزى جز نفس مقدار به حساب نمىآورد ، پس جوهر از نظر شيخ ، تنها مفارقات است و جسم ، كه آن هم نفس مقدار است و براى هيولى و صورت ، به عنوان دو جوهر متلازم تشكيلدهندهء جسم ، محلّى از اعراب قائل نيست . در آخر مقالهء سوم ، به مباحث ابصار ، شعاع و اصوات و حروف مىپردازد و با ديدى اشراقى آنها را بررسى مىكند . قسم دوم قسم دوم كتاب حكمة الاشراق كه قسمت اصلى آن هم هست ، به تمامى ، در مورد نور و مسائل مربوط بدان است ، و چنان كه قبلا هم اشاره شد ترتيب طرح مطالب در اين قسمت ، تابع نظم پريشان و قاعدهء بىنظمى است و شايد طبيعت اشراقى و غير استدلالى