سيد محمد خالد غفارى

49

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

بدترين قرون قرونى است كه بساط اجتهاد در آن در نور ديده شود و سير افكار و باب مكاشفات و طريق مشاهدات در آن منقطع و مسدود گشته باشد : « و لكلّ نفس طالبه قسط من نور اللّه قلّ او كثر . . . فليس العلم وقفا على قوم ليغلق بعد هم باب الملكوت و يمنع المزيد عن العالمين . . . و شرّ القرون ما طوى فيه بساط الاجتهاد و انقطع فيه سير الافكار و انحسم باب المكاشفات و انسدّ طريق المشاهدات . . . » . « 1 » اين نكته كه شيخ - رحمه اللّه - بر آن انگشت نهاده ، نكته‌اى است كه گويا افلاطون هم بدان معتقد بوده و حاصل فلسفهء او را همين نكته دانسته‌اند : « فلسفه براى افلاطون همان ديالكتيك است و ذات ديالكتيك همان حركت است . . . فلسفهء او نمود درخشان آن گونه زندگانى معنويى است كه تحوّل مىيابد و به سوى كمال مىرود ولى هيچ گاه به پايان نمىرسد . . . همواره در راه و ناتمام است و اين ناتمامى همانا گشوده بودن آن است و جاودانگى آن نيز در همين گشودگى است . . . » . « 2 » سهروردى - ره - در همين مقدّمه به چند نكتهء مهمّ ديگر هم اشاره كرده است ، از جمله اينكه : قبل از تصنيف اين كتاب و در اثناى آن كتب ديگرى از جمله تلويحات و لمحات را به طريقهء مشائيان تدوين كرده‌ام ، امّا اين كتاب از لون ديگرى است و محتواى آن ، نتيجهء استدلال و بحث نيست ، بلكه از چيز ديگرى است و بعد از حصول آن ، دنبال استدلال رفته‌ام ، و اگر از آن حجّتها هم چشم بپوشم ، هيچ مشكّكى نمىتواند مرا در آنها به شك بيندازد » . وى بعد از اشاره به سابقه اين طرز انديشه در فرهنگ ايران باستان و حكمت يونان ، حكما را به چند صنف تقسيم مىكند و سپس مىگويد : « طالبين اين كتاب بايد هم اهل تألّه و هم اهل بحث باشند و كمترين درجهء خوانندهء اين كتاب بايد مقامى باشد كه بارقى الهى بر او وارد شده باشد و اصولا حكماى اشراقى بدون سانحات و واردات نورى ، كارشان انتظام نمىيابد » . و در آخر اين مقدّمه مىگويد : ابزار حفظ فكر از خطا ( منطق ) را در اين كتاب به

--> ( 1 ) حكمة الاشراق ، صص 9 - 10 . ( 2 ) نقيب‌زاده ، درآمدى به فلسفه ، صص 139 - 143 .