سيد محمد خالد غفارى
45
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
بديهى است قول به وجود اين عوالم و بحث از آنها در ديدگاهها و جهانبينىهاى فلسفى حكماى اقوام و ملل گذشته ، مثل حكماى ايران و يونان و هند و مصر و بابل و غيره به صورت پراكنده و غير منسجم و نيز در تعاليم و پيام انبيا ، با تعابير مختلف ، موجود بوده است ، امّا هنر بزرگ شيخ اشراق ، در احاطه و اشراف بر اين نظريّات و قانونمند كردن و نظام بخشيدن بدانها ، مخصوصا تطبيق دادن و همسو كردن آنها با شريعت و طريقت اسلامى است . استاد سيد حسين نصر در مقدّمهء مستوفاى خود بر مجموعهء مصنّفات ، آثار شيخ اشراق مىگويد : « . . . در نظريّات سهروردى دربارهء عوالم نورى كه بين « نور الانوار » يا مبدأ واحد هستى و جهان غسق يا مادّه قرار دارد ، وحدتى از افكار بسيارى از حكماى گوناگون سلف ، به وجود آمده است ، و در تصويرى آن چنان زيبا و گيرا گردآورى شده است كه واقعا خيرهكننده است . « يكى از اركان حكمت اشراقى تأييد نظريّهء افلاطون دربارهء عالم مثال « 1 » و آميزش آن با « فرشتهشناسى مزدايى » است . او فقط با تأييد وجود « رب النّوع » « 2 » اكتفا نكرده ، بلكه علاوه بر امتزاج حكمت يونانى و خسروانى ، در بحث دربارهء عالم فرشتگى ، به تشريح و تجزيه و تحليل عوالم متعدّد برتر از جهان مادّى پرداخت و امتياز صريح بين عوالم عقول و مجرّدات محض و عالم خيال « 3 » قائل شد و زمينه را براى صدر الدّين شيرازى كه بالاخره با برهان و استدلال عالم خيال را در دامن نظرگاه كلّى فلسفى گنجانيد ، آماده ساخت . . . » . « 4 » اين مقدار از فلسفهء سهروردى كه اينجا مطرح گرديد ، مبانى اصلى و محاور اساسى جهانبينى او بود ، براى اطلاع از جزئيات اين موضوعات و يا آشنايى با نظر فلسفى -
--> ( 1 ) منظور از « مثال » ، اينجا ، مثل نورى ثابت در عالم انوار يا مثل افلاطونى است ، نه مثل معلّقه ، كه غير نورى و معلّق هستند . ( 2 ) منظور همان مثل نورى ثابت است . ( 3 ) منظور عالم « خيال منفصل » است كه همان « عالم مثال » اشراقى است . ( 4 ) مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ، مقدّمه ، ص 37 .