سيد محمد خالد غفارى

28

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

3 . از مادّه جسمانى نيست ، بلكه صورت يا فعل آن است . به نظر ارسطو مبدأ نهايى حركت ، خداست و حركت جهان از اوست . او ذات كاملى است كه هر موجودى به شوق او در حركت است ، امّا او خود به سبب كمال و بىنيازى بىحركت است . او صورت ناب و فعليّت صرف است و اوست كه وحدت عقل و عاقل و معقول است . او به وجود كلّى منطقى كه حاصل صفات مشترك جزئيّات است قائل بود ، امّا محور فلسفه‌اش نفى جوهريت قائم به ذات معانى كليّه ، يعنى مثل افلاطون بود . از نظر ارسطو هدف تكاپوى انسان حصول معرفت است ، امّا اين معرفت چيزى جز شناخت علل كلّى نيست . فلوطين / پلوتينوس ) Plotinus ( و فلسفه نوافلاطونى فلسفه ، در مستعمرات يونان در آسياى صغير و ايتاليا پديد آمد ، در آتن با سقراط و افلاطون و ارسطو به اوج خود رسيد و سپس با « ابيقور » و « رواقيان » رو به انحطاط گذاشت ، امّا برخورد فلسفهء يونان در اسكندريّه با ديانت يهود و نصارا بار ديگر آن را نيرو بخشيد . يكى از نتايج فتوحات اسكندر مقدونى ارتباطى بود كه ميان يونان و سوريّه و اسكندريّه پديد آيد . اسكندريّه پايتخت مصر شد و طولى نكشيد كه يكى از مهمترين مراكز علم و ادب شد . « 1 » بنيان‌گذار فلسفهء نو افلاطونى فلوطين ( پلوتينوس ) بود كه در سال 5 / 203 ميلادى در يكى از شهرهاى مصر ديده به جهان گشود . در بيست و هشت سالگى به اسكندريّه رفت و يازده سال در محضر آمونيوس ساكاس ) Ammonios Sakkas ( فيلسوف اسكندرانى به فراگرفتن علم و فلسفه مشغول شد . بعد از ناكامى در سفر به ايران كه به قصد آشنايى بيشتر با فكر و فلسفهء مشرق زمين بود به روم رفت و بقيّه عمر را در آنجا به تدريس و نوشتن آثارش سپرى كرد . نوشته‌هاى فلوطين را كه جمعا پنجاه و شش رساله است شاگردش « فرفوريوس »

--> ( 1 ) تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 68 .