سيد محمد خالد غفارى
29
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
گرد آورد و در شش دستهء نهتايى مرتّب ساخت و هر دسته را يك ائناد ( به زبان يونانى نهگانه ) ناميد . فلوطين حكيمى عارفپيشه بود و عاداتى در خور اوليا داشت و كوشش داشت تا همواره خود را از آشوب دنياى خاكى بر كنار نگاه دارد بىآنكه جامعه و تعهّدات اجتماعى را فروگذارد . « 1 » فلوطين در آثارش « خير » افلاطون و « نفس » ارسطو و « روح جهانى » رواقيان را دمساز مىكند . او با روحگرايى خود به مادهگرايى رواقيان و اپيكوريان حمله برد . . . فلسفهء اولاى فلوطين ثنويّت ذهنى و عينى را پايان بخشيد . به نظر او « حقيقت » ، وحدت ميان عالم و معلوم است . او در برابر طرز فكر مسيحى به دفاع از حق حاكميّت خرد به عنوان ابزار فلسفه و كليد حقيقت برخاست و فلسفهء تازه و بزرگى را بنيان نهاد كه از حيث جهانگيرى و اثر بخشى همهء فلسفههاى پيشين بجز فلسفهء ارسطو را تحت الشّعاع قرار داد و به موازات فلسفهء ارسطو ، در فلسفهء مسيحى و اسلامى تأثير بخشيد ، و اگر تا چندى پيش نامى از او در ميان نبوده است از اين روست كه فلسفهء او به عنوان فلسفهء افلاطون و گاه فلسفهء ارسطو ، شناخته مىشده است . چنان كه كتابى به نام اثولوجيا كه حاوى پارهاى از نوشتههاى فلوطين است در نزد ما به اثولوجياى ارسطو معروف بوده و « فرفوريوس » شاگرد معروف فلوطين ، شاگرد ارسطو پنداشته مىشده است . « 2 » فلسفهء فلوطين : فلسفهء فلوطين حلّ دو مسأله اساسى را وجهء همّت خود ساخت : دين و فلسفه . در مسأله دين ، اين نكته مورد بررسى است كه چگونه و از چه راه بايد بار ديگر نفس را به طهارت و صفاى نخستين بازگردانيد ؟ و در فلسفه ، بحث در اين است كه تركيب عالم وجود چگونه است و چگونه مىتوان به روشى كه پسند عقل باشد آن را توجيه كرد . و در فلسفه بحث در اين است كه تركيب عالم وجود چگونه است و چگونه مىتوان به روشى كه پسند عقل باشد آن را توجيه كرد .
--> ( 1 ) تاريخ فلسفهء غرب ص 96 . ( 2 ) لطفى ، محمد حسن دورهء آثار فلوطين ، مقدمه ، صص 12 - 13 .