سيد محمد خالد غفارى

20

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

3 . همهء اشياء سرشار از خدايانند ، آهن‌ربا زنده است . 2 . انكسيمندر ) Anaximander ( شاگرد يا دستيار جوان طالس از 610 تا 547 ق . م . مىزيست . وى نخستين فيلسوفى بود كه نظريّات خود را نوشت . او عنصر اوليّه همهء اشياء عالم را عنصرى نامتعيّن مىدانست كه قابل تبديل به هر چيزى است . و اين عنصر ، مقدّم بر اضداد است و اضداد از آن به وجود مىآيند . او معتقد به تعدّد عالم بود و مىگفت : جهان ما يكى از آنهاست . او نخستين كسى است كه نقشهء جغرافيايى كشيد و به انحناى زمين پى برد . او معتقد بود كه زمين در هوا معلّق است . 3 . هرقليطوس / هراكليتس ) Hracleitus ( . شاهزاده‌اى از مردم افسوس بود كه بر مبناى اكثر روايات در 500 ق . م شهرت داشته است و به سبب سخنان رمزآميز و غامض و نامأنوسش به « هراكليتس تاريك » شناخته مىشد . به نظر او جهان حقيقتى است حاصل از « صيرورت مستمرّ » . كثرت و تعداد اشيا عين وحدت آنها و تباين و تضادّشان عين سازگارى است ، و وجود تمامى موجودات حاصل اين تباين و تضادّ بين اضداد است . مذهب « امتزاج اضداد » جزئى از فلسفهء هراكليتس است . او مىگفت جنگ ، پدر تمام چيزهاست و هستى عالم همان جنگ اجزاى آن است و اگر جنگ به پايان برسد عالم هم به پايان مىرسد و خوشى عالم در همين جنگ و تباين است . « بيمارى ، تندرستى را خوش و مطبوع مىكند و گرسنگى ؛ سيرى را و خستگى ، استراحت را » . « 1 » او مىگفت مقصد صيرورت مستمرّ جهان « عقل » است . در جهانبينى او ، آتش جايگاه خاصّى دارد و آن همان موجود يگانهء ازلى است كه همواره دگرگونى مىپذيرد و

--> ( 1 ) . مولوى در اين معنا فرمايد : اين جهان جنگ است كل چون بنگرى * ذره با ذرّه چو دين با كافرى اين جهان زين جنگ قائم مىبود * در عناصر درنگر تا حل شود ( مثنوى ، دفتر ششم ، ابيات 35 و 47 ) . و نيز مىفرمايد : رنج و غم را حق پى آن آفريد * تا بدين ضد خوشدلى آيد پديد ( مثنوى ، دفتر اول ، بيت 1130 )