سيد محمد خالد غفارى

21

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

اشياى متضاد را پديد مىآورد و هيچ گاه حيات در آن نمىميرد . « 1 » 4 . فيثاغورس ) Pythagoras ( از زندگى و شرح حال او اطلاع دقيقى در دست نيست ، گويند از مردم جزيره ساموس واقع در ساحل آسياى صغير بود در 570 ق . م . به دنيا آمد و در 532 ، به صقليّه ( سيسيل ) واقع در جنوب ايتاليا مهاجرت كرده و در شهر كرتون ساكن گرديد و مكتبى بنا نهاد كه نوعى نظام دينى داشت . برخى از مؤرخين فلسفه وى را « پدر فلسفهء الهى » لقب داده‌اند . هگل مىگويد : فيثاغورس شخصيّتى ممتاز داشت و داراى پاره‌اى قدرتهاى معجزه‌آسا و شفا بخش بود . « 2 » آنچه مسلّم است اين است كه فيثاغورس و اتباعش در كرتون و ديگر شهرهاى ايتاليا انجمنهاى دينى و سياسى و علمى ترتيب دادند و مىخواستند حكومتى مبنى بر اساس علم و فضيلت تشكيل دهند . « 3 » اعضاى اين گروه يك زندگى مرتاضانه و سخت را با مطالعه و تحقيق علمى به خصوص در رياضيّات به هم آميخته بودند . فيثاغورس بر اثر كشف مهمّ تناسب عددى فواصل موسيقى و هماهنگى آنها ، در پزشكى نيز قابل به اين تناسب و نسبيّت شد و اين اصل را در روح و نفس هم اعمال كرد و رفته رفته بدان جا رسيد كه عدد را اصل همهء اشيا دانست . او مىگفت اگر نغمه‌هاى موسيقى قابل تحويل به اعداد باشند چه دليلى وجود دارد كه ساير اشيا را نتوان به عدد تحويل كرد . مكتب فيثاغورس علاوه بر جنبهء علمى از جنبهء تصوّف هم برخوردار بود ، زيرا فيثاغورس به مسأله يگانگى خداى ناديده بيش از هر چيز ارج مىنهاد و عالم محسوس را به بطلان و فريب متّصف مىساخت و معتقد به جاودانگى روح و وحدت كاينات بود و به سبب اعتقاد به جاودانگى روح ، به تناسخ معتقد بود و لذا قول به تناسخ و اصالت

--> ( 1 ) تاريخ فلسفهء غرب ، ج 2 ترجمه جواد يوسفيان ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، تاريخ فلسفهء يونان و روم و فلسفه ، ترجمه جلال الدين مجتبوى . ( 2 ) تاريخ فلسفهء غرب ، ص 28 . ( 3 ) تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ص 34 .