سيد محمد خالد غفارى
106
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
براى اثبات يا ردّ بعضى مسائل به امتناع و استحالهء آن تمسّك مىجويند . از مسائل مهمّى كه در ردّ آن به امتناع تداخل تمسّك مىجويند مسألهء وجود « جزء لا يتجزا » در جسم است كه يكى از دلائل ردّ آن از طرف منكرينش ، لزوم تداخل و امتناع آن است ، با اين توضيح كه منكرين وجود « جزء لا يتجزى » مىگويند : چون سه جوهر را فرض كنيم كه يكى در وسط دو عدد ديگر باشد ، اگر وسطى مانع برخورد طرفين باشد ، پس قابل تقسيم است و اگر مانع نشود پس آن دو جوهر طرفين با همديگر مماسّ مىشوند و وجود و عدم جوهر ميانين يكى مىشود و تداخل پيش مىآيد و در صورت تحقّق تداخل ، بايد حجم صد هزار جوهر و حجم يك جوهر يكى باشد و اصلا خود جسم هم تحقّق نخواهد يافت ، زيرا جسم عبارت از مقدار داراى طول و عرض و عمق است و هنگامى كه همهء اجزاى آن بتواند در هم متداخل شوند پس تنها يك جوهر فرد خواهيم داشت و جسمى تشكيل نخواهد شد . « . . . و اگر حجاب نكند يك كنارين را از ديگر ، پس آن هر دو كنارين ، يكديگر را مالند و وجود و عدم ميانگين يكى باشد و تداخل لازم آيد و بايد كه حجم صد هزار جوهر بر يكى نيفزايد و در عالم هيچ مقدارى نباشد و اين محال است » . « 1 » و نيز از استحالهء « تداخل » ، براى تقرير تعريف « مكان » ، استفاده كردهاند . « 2 » تذكّر : « . . . و اعلم انّ الإنسان اذا نسى شيئا ربّما يصعب عليه ذكره ، حتّى يجتهد عظيما و لا يتيسّر له ثمّ يتّفق احيانا ان يتذكّر ذلك بعينه . . . فليس التّذكر الّا من عالم الذّكر و هو من مواقع سلطان الأنوار الأسفهبديّه فانّها لا تنسى شيئا . . . » . ( حكمة الاشراق ، ص 208 ) بحث تذكّر ، هم يكى از موارد اختلاف بين حكماى مشّاء و اشراق است و همچنانكه در عبارات بالا ديده مىشود ، شيخ اشراق ، تذكّر را از عالم ذكر ، يعنى عالم انوار اسفهبدى كه همه چيز در آن حاضر و معلوم است ، مىداند . در حالى كه حكماى مشّاء
--> ( 1 ) پرتونامه ، ص 8 . ( 2 ) همان ، ص 13 .