سيد محمد خالد غفارى
104
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
ت تامّ : « . . . التامّ هو الّذى يكون حاصلا له جميع ما ينبغى له منتفيا عنه جميع ما لا ينبغى له بحيث لا يتصوّر ان يكون ذاته و نوعه اتمّ ممّا هو عليه ، و لا يصحّ له شوق الى امر منتظر ؛ و هذا حال العقول . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ مشارع و مطارحات ، ص 466 ) به تصريح شيخ اشراق ، تعريف فوق از تامّ ، تعريفى است كه متأخرين ، يعنى حكماى بعد از افلاطون از آن ارائه دادهاند و غرض آنها بيان مقام عقول و مقايسهء وضع آنهاست با مرتبهء بالاتر كه واجب الوجود است و مرتبهء پايينتر از آنها كه مرتبهء نفوس است . و ردّنكردن اين تعريف هم نشانهء قبول آن از طرف شيخ است . در هر حال بنا بر تعريف فوق ، تامّ آن است كه : هر آنچه را كه در خور جايگاهش براى او لازم است بالفعل داشته باشد و نيز همهء چيزهايى كه مناسب وضع او نيست ، از او منتفى باشد به گونهاى كه نه براى ذات و نه براى نوع او حالتى كاملتر تصور نگردد ، و در انتظار تحقّق كمالى بالقوّه نمانده باشد ؛ و اين همان حال و مقام عقول است . و به دنبال تعريف تامّ و تبيين جايگاه آن ، به تعريف مقام بالاتر از آنكه « فوق تام » و پايينتر از آنكه « مكتفى » است پرداخته و گفته كه : « . . . « فوق التّام » ما لا يتوقّف شىء منه - لا ذاته و لا كماليّة ذاته - على غيره ، و وجود جميع ما هو غيره فاضل عن وجوده و لا يدخل التّوهم و لا الوجود اتمّ منه و لا ما يقرب منه ، و هو واجب الوجود . . . » . « 1 » در تامّ ، نه تنها وجود كمالات و رفع نواقص همه ، از غير در او حاصل شده است ، بلكه ذاتش هم از غير است ، منتها ذاتى است كه همهء كمالاتش بالفعل برايش فراهم شده
--> ( 1 ) مشارع و مطارحات ، ص 466 .