احمد احمدى بيرجندى

8

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

هستى است : لو لاك لما خلقت الافلاك . اين شاهكار خلقت ، اين انسان كامل - به معنى حقيقى - است كه مىتواند ، چنين در سرادقات ملكوت پرواز كند ، تا به مقام قرب برسد و به سراپردهء عزّت راه يابد ، جايى كه حتى پيك فرخنده پيام الهى را راه نيست . همين پيامبر عظيم الشأن است كه در « خَلق » و « خُلق » بر همهء پيامبران الهى پيشى جسته و در « علم » و « كرم » و كسى به وى نزديك نشده است . بارى ، سخن گفتن از چنين وجود مقدّسى با آن همه علوّ مقام و شأن و جلال كار اين مرغ شكسته بال ناتوان نيست ، كه شاهبازان بلند پرواز درين راه از تك فرو مانده‌اند . چه بگويم دربارهء پيامبرى كه خداوند متعال به جان عزيزش سوگند مىخورد و مىگويد : لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ « 1 » چه مىتوان گفت در حق رسولى كه خداوند داناى توانا درباره‌اش مىفرمايد : إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ « 2 » سيرهء پاكيزهء اين پيامبر گرامى كه از تولد تا واپسين لحظات حيات ثبت دفاتر و كتب شده و نكته‌اى ، نه از جهت شمائل و صورت و نه از لحاظ رفتار و سيرت ، فروگذار نشده و آن همه ، كه از اولين قرن هجرى فراهم آمده ، به لطف خداوند منّان ، از تصاريف روزگار مصون مانده است . شگفت است كه با همه عنادها و غرضها و دستهاى آلوده ، اين « سيره » ها ، پاك و پاكيزه به دست مسلمانان و مورّخان حقيقت نگار رسيده است . اين خود - با مقايسه با زندگى ساير انبياء عظام ( ع ) ، بهترين گواهى است بر عظمت و جلال اين « فروغ ابديّت » و اين « نقاوهء هستى » .

--> ( 1 ) حجر ، آيهء 72 ( 2 ) قلم ، آيهء 4