احمد احمدى بيرجندى
51
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
اگر خضر بر آب حيوان گذشت * محمد ز سرچشمهء جان گذشت تو آن چشمهاى كاب تو هست پاك * بدان آب شسته شده روى خاك تويى چشم روشن كن خاكيان * نوازندهء جان افلاكيان طراز سخن سكّه نام توست * بقاى ابد جرعهء جام توست كسى كو ز جام تو يك جرعه خورد * همه ساله ايمن شد از داغ و درد مبادا كز آن شربت خوشگوار * نباشد چو من خاكيىِ جرعه خوار « 1 » پى نوشتها [ 1 ] - حلواى پسين : آخرين حلواى سفرهء نبوّت . ملح اوّل : اولين نمك آش وجود . [ 2 ] - اشارت است به معراج پيامبر خاتم ( ص ) كه تا سدره المنتهى ( درختى در عرش ) پيش رفت . [ 3 ] - بادُبُروت : عجب و تكبر و غرور مردان . [ 4 ] - نسّابه : نسب شناس . عالم به انساب - قاب قوسين : مقدار دو كمان مأخوذ از آيهء 9 سورهء النجم ( 53 ) . [ 5 ] - جنيبه : ( جَنيبَت ) ، اسب يدك ، اسب كتل . [ 6 ] - طغرا : ( طغراء ) ، خطى كه بر صدر فرمانها مىنوشتهاند و حكم امضاء و صحّه پادشاه داشته ، فرمان ، منشور . [ 7 ] - اشاره است به پنج نوبت زدن طبل و نقّاره بر درگاه پادشاهان . پنج نوبت نمازى كه در اسلام مقرّر شد نوبتى سلطان كشور نبوّت است كه مسلمانان را به نماز گزاردن و توبه كردن در پيشگاه حق وادار مىكند . [ 8 ] - اشاره به معراج و براق مركب حضرت رسول ( ص ) در شب معراج است . [ 9 ] - امّ هانى : خواهر حضرت على ( ع ) زوجهء هبيرة بن ابى وهب مخزومى كه بنا به نقلى معراج پيامبر ( ص ) از خانهء وى آغاز شد . [ 10 ] - پرده آبروى ما را - بر اثر گناهكارى و عصيان ما - بر ندارند . [ 11 ] - تختهء اول : لوح مشق اطفال كنايه از لوح محفوظ است . اول نقشى كه قلم بر لوح زد ( الف ) بود
--> ( 1 ) اقبال نامه ( خردنامه ) ، نظامى گنجوى ، صفحهء 7 .