احمد احمدى بيرجندى

131

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

آتش زده سُكّان [ 46 ] زمين را و سما را * سوزانده به چرخ اختر و در خاك گيا را اى واسطهء رحمت حق بهر خدا را * زين خاك بگردان ره طوفان بلا را بشكاف ز هم سينهء اين ابر شرربار * اى قاضى مطلق كه تو سالار قضائى و اى قائم بر حق كه در اين خانه خدائى * تو حافظ ارضى و نگهدار سمائى بر لوح مه و مهر فروغى و ضيائى * در كشور تجريد [ 47 ] مهين راهنمائى بر لشكر توحيد امير الامرائى * حق را تو ظهير [ 48 ] ستى و دين را تو نگهدار « 1 » پى نوشتها [ 1 ] - چكاوه : يا چكاوك : مرغى است از گنجشك بزرگتر و تاج بر سر دارد و خوش آواز است . [ 2 ] - سماوه : موضعى است در عراق ميان كوفه و شام . در منتهى الآمال آمده است : وادى سماوه كه سالها خشك و بىآب بود در تولّد سرور كاينات حضرت رسول اكرم ( ص ) آب در آن جارى شد . [ 3 ] - درياچه ساوه كه سالها مردمى آن را مىپرستيدند و هر سال يك كس در آن غرق مىكردند تا از طغيان آب ايمن باشند ، در شب ولادت حضرت محمد ( ص ) خشك شد . ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) [ 4 ] - در شب ولادت حضرت رسول ( ص ) آتشكدهء پارس خاموش شد . [ 5 ] - سرزمين مكّه معظّمه [ 6 ] - كبوتر [ 7 ] - قاف اندر تا قاف : كران تا كران جهان ( قاف : نام كوهى بوده است محيط به ربع مسكون به اعتقاد قدما . ) [ 8 ] - اين ابيات مربوط است به ( ابرهه ) پادشاه يمن كه قصد خراب كردن كعبهء معظّمه را داشت . ( در سورهء فيل به اين ماجرا اشاره شده است ) [ 9 ] - سپاه پرندگانى كه در منقار و چنگال خود سنگ گل داشتند و آنها را بر سر لشكريان ابرهه و

--> ( 1 ) ديوان كامل اديب الممالك ، تصحيح وحيد دستگردى ، چاپ مطبعهء ارمغان ، 1312 ه . ش ، ص 511 .