سيد محمد دامادى

51

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

اين زبير بن عوام است كه به لات سوگند ياد كرده است كه به شما بپيوندد - با او ثابت قدم باشيد . چون زبير به پاى تنگه رسيد - آنها را يد و به طرف آنها شتافت و با ايشان جنگيد تا از تنگه عبورشان داد . آنگاه اسيران حنين و غنايم جنگى را به نزد رسول خدا آوردند و پيامبر فرمان داد تا آنها را به جعرانه ( جايى نزديك مكّه ) برده - و نگهدارى كنند « 1 » . و گريختگان به ثقيف طائف رسيدند ولى دروازه‌هاى شهر را به روى پيامبر و يارانش بستند و آمادهء نبرد با آنها گرديدند . رسول خدا در نزديكى طائف فرود آمد و طائفيان با او به نبرد برخاسته و عده‌يى از يارانش به تير كشته شدند . و مسلمانان قادر به شكستن حصارى كه بر آن بسته بودند - نشدند . چون تعدادى بسيار در اثر اصابت تير كشته شدند - پيامبر سپاه را در محلّى كه بعدها مسجد طائف شد - نگاهداشت و بيست و چند شبانه روز ايشان را در محاصره داشت و با منجنيق شهر را مىكوبيد - و تنى چند از ياران رسول خدا با دبّانه ( - قلعه كوب ) وارد گرديدند و يكپارچه به ديوار طائف حمله‌ور شدند و آن را شكافتند و بنى ثقيف - پاره‌هاى سرخ شدهء آهن بر سر آنها باريدن گرفتند . ياران رسول ، از قلعه كوب خارج گرديده و بنى ثقيف آنها را تيرباران كردند و افرادى از ايشان را كشتند . پيامبر دستور به قطع درختان انگور ( مو ) بنى ثقيف داد و لشكريان بدينكار آغاز كردند . أبو سفيان بن حرب و مغيرة بن شعبه به طائف آمدند و از دور ، بفرياد بنى ثقيف را مخاطب ساختند : به ما زينهار دهيد تا با شما سخنانى گوييم . آنها را امان دادند . أهل طائف - زنانى از قريش و بنى كنانه به سوى اين دو فرستادند و حتّى از آن هم بيم داشتند كه مبادا اين زنان را اسير گردانند . زنان ، خوددارى كردند . ابن اسود بن مسعود خطاب به أبو سفيان و مغيره گفت : آيا به راهى به‌تر از آنچه در آن گام گذارده‌ايد ؟ مىخواهيد شما را فرا خوانم ؟ دارايى بنى الأسود بن مسعود آن مقدار است كه شما

--> ( 1 ) - رسول خدا در اين حال به زنى برخورد كه خالد بن وليد ، وى را كشته بود و مردمان بر كالبد بيجان آن زن گرد آمده بودند . پيامبر گفت : اين كيست ؟ پاسخ دادند : زنى است كه خالد بن وليد وى را كشته است . پيامبر به يكى از همراهان فرمود : خالد را بياب و به او بگو : همانا محمّد ترا از كشتار وليد ( - طفل شيرخوار ) و يا زن و يا مزدوران و بردگان باز مىدارد .