سيد محمد دامادى

41

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

نعيم گفت : بدانيد كه يهوديان از نقض عهد با محمّد پشيمان گرديده‌اند و فرستادگان به نزدش فرستاده‌اند كه ما بر كار خويش نادميم . آيا هرگاه از افراد دو قبيلهء قريش و بنى غطفان - تنى چند از أشراف را دستگير كنيم و تسليم تو سازيم تا آن‌ها را گردن بزنى ، رضامندى خاطرت را تأمين نموده‌ايم ؟ و آنگاه هم با تو همراهى كنيم تا بازماندهء آنها را نابود سازيم و محمّد چنين پاسخ داده است كه : آرى . اكنون هرگاه يهوديان از مردان شما گروگان‌هايى خواستند مبادا حتّى يك تن از ايشان را بديشان وا گذاريد . پس از آن - نزد بنى غطفان آمد و گفت : اى بنى غطفان شما از اصل و عشيرهء منيد و محبوب‌ترين مردمان در نظر من مىباشيد و تصوّر نمىكنم مرا متهّم سازيد . گفتند : آرى راست مىگويى و اتهّامى هم ندارى . گفت : آنچه مىگويم پنهان بايد بماند . گفتند : بسيار خوب ، موضوع چيست ؟ نعيم هم آنچه را به قريش گفته بود - با ايشان در ميان نهاد و آنها را نيز مانند قريش بر حذر داشت . . . چون شنبه شبى از ماه شوّال فرا رسيد - أبو سفيان بن حرب و سران غطفان - عكرمة بن أبى جهل و افرادى از قريش و غطفان را به نزد بنى قريظه فرستادند و با ايشان گفتند : ما در اينجا اقامت نمىكنيم و اسب و اشتران ما نابود گرديده‌اند . بامداد فردا آمادهء كارزار باشيد تا كار محمّد را تمام كنيم و از ماجراى ميان خود و او فارغ گرديم . پاسخ دادند كه فردا شنبه است و روزى است كه ما در آن هيچ كارى نمىكنيم و در گذشته كسانى كارهايى كرده‌اند و آنچه به سر ما آمده و بر ما رسيده است - بر شما نيز پوشيده نيست . علاوه بر آن با شما در نبرد با محمّد همراهى نخواهيم كرد مگر آن كه مردانى از شما در اختيار ما گروگان قرار گيرند . تا آنگاه كار محمّد را يكسره سازيم . واقعيّت آنست كه بيم آن داريم كه اگر جنگ در گرفت و كارزار بر شما سخت شد - هر چه زودتر به شهرهاى خويش بگريزيد و ما را رها سازيد و محمّد در شهر ما است و ما را ياراى برابرى با وى نيست . چون فرستادگان بازگشتند و پيغام بنى قريظه را به قريش و غطفان رسانيدند ، گفتند آنچه نعيم بن مسعود گفت ، واقعيّت دارد ! و به بنى قريظه پاسخ دادند كه سوگند به خدا كه ما حتّى يك نفر از افراد خود را به شما تسليم نخواهيم كرد . اگر ارادهء كارزار داريد - آماده باشيد .