سيد محمد دامادى
28
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
مىكنند و چه مىخواهند ؟ اگر بر شتران سوار گشتند و اسبان را يدك كشيدند - عازم مكّهاند و اگر بر اسبان سوار گشتند و شترها را يدك مىكشند - قصد مدينه را دارند . قسم به كسى كه جانم به دست او است اگر قصد عزيمت به مدينه را داشتند - بدانجا مىروم و وعدهام را با ايشان به وفا مىرسانم . » على در تعقيب ايشان در جستوجوى مآل كارشان بر آمد و دريافت كه اسبان را يدك مىكشند و بر شتران سوارند و به سوى مكّه در حركتند و بدين ترتيب ، مردم از اين جنگ بياسودند . رسول خدا فرمود : « آيا كسى هست از سعد بن ربيع خبر آورد كه آيا زنده و يا مرده است ؟ » يكى از انصار گفت : اى رسول خدا من داوطلب انجام چنين وظيفهيى هستم . و به دنبال وى گشت تا او را مجروح در ميان كشتگان ديد كه رمقى در او باقى بود . او را گفت - پيامبر مرا مأمور ساخته است تا تحقيق كنم تو در ميان زندگان يا مردگانى ؟ سعد گفت : من در ميان مردگانم سلام مرا به رسول خدا برسان و او را بگو كه سعد بن ربيع مىگويد : خدا بهترين پاداشى را كه پيامبرى از امّت خويش دريافت داشته است - از سوى ما به تو ارزانى دارد - كسانت را نيز از جانب من سلام برسان و بگو سعد بن ربيع مىگويد : عذر شما نزد خدا پذيرفته نيست - تا آنگاه كه چشمتان در حدقه مىگردد - هر آينه اگر پيامبرتان را تنها بگذاريد . اين بگفت و جان به جان آفرين تسليم كرد . آن أنصارى بازگشته - خبر را به پيامبر رسانيد . و پيامبر به جست و جوى حمزة بن عبد المطّلب ( عموى خويش ) بر آمد . او را در پهنهء دشت يافت كه شكمش را دريده و مثلهاش گردانيدهاند - گوشها و بينىاش را بريده بودند - چون چنين ديد - فرمود : « اگر گذاشتن حمزه به همين حال - كه درندگان و پرندگان او را بخورند - موجب غم و اندوه صفيّه را فراهم نمىساخت و پس از من سنّت نمىگرديد - حمزه را به همين حال باقى مىگذاشتم و خداوند هر كجا مرا بر قريش پيروز گردانيد - حتما سى تن از ايشان را مثله خواهم ساخت . » چون مسلمانان بر ميزان اندوه و خشم پيامبر - به خاطر آنچه بر سر عمويش - حمزه - رفته بود وقوف يافتند ، گفتند : سوگند به خدا كه اگر روزى از روزگار خداوند ما را بر آنها چيره ساخت ، آنها را چنان مثله مىنماييم كه در ميان عرب هيچ كس چنان