سيد محمد دامادى

29

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

نكرده باشد . « 1 » رسول خدا بر سر حمزه ايستاده ، فرمود : « بر سر هيچ كس چنين مصيبتى نرفته و تاكنون خشمگين‌تر از اين حالت نبوده‌ام . « آنگاه فرمود تا حمزه را در عباى برد خويش بپوشانند و بر وى نماز گزارد و كشتگان را نيز به نزديك حمزه آوردند و هفتاد و دو نماز بر آنها خواندند . صفيّه دختر عبد المطّلب - خواهر حمزه - نزديك آمد كه او را ببيند ، پيامبر به فرزندش زبير بن عوام - فرمود : « او را از اينجا ببر تا نبيند آنچه را كه بر سر برادرش آمده است . » زبير به مادرش - صفيّه - گفت : مادر ، پيامبر خدا ، فرمان مىدهد كه باز گردى . صفيّه گفت : چرا ؟ شنيده‌ام برادرم را مثله ساخته‌اند . و اين در راه خدا چيزى نيست ، و ما از آن خشنوديم و به خواست خدا در اين مصيبت - شكيبايى پيشه مىسازيم . چون زبير به نزد پيامبر آمد و موضوع را بيان فرمود ، پيامبر فرمود : « او را آزاد بگذاريد » صفيّه بر سر حمزه آمد و بر او نماز گزارد و استرجاع ( إنّا للّه و إنّا إليه راجعون بر زبان راندن ) نمود و از خدا برايش آمرزش طلبيد . آنگاه پيامبر دستور داد تا حمزه را به خاك سپارند . پيامبر بر سر كشتگان آمد و فرمود : « من گواهم بر اينها كه جز اين نيست كه هر كه در راه خدا زخمى بردارد ، خداوند در روز قيامت او را همان گونه خون آلود برمىانگيزاند - سيمايش گلگون و بويش عطر آگين است . بنگريد كه بيشتر ايشان ، همنشينان قرآنند در قبر نيز با قرآن محشور باشند » سپس فرمود : « عمرو بن جموح و عبد اللّه بن عمرو را پيدا كنيد ، چون اين دو نفر در دنيا همواره در كنار يكديگر بودند - آنها را در يك مزار - به خاك سپاريد . » پس از مراسم تدفين - پيامبر به مدينه بازگشت ، حمنة بن جحش او را ديد و به خاطر برادرش - عبد اللّه بن جحش - كه كشته شده بود - ناليد و استرجاع و استغفار كرد و براى دايىاش حمزة بن عبد المطّلب نيز چنين كرد و بر شوهرش ( شوهر حمنة بن

--> ( 1 ) از ابن عبّاس روايت شده است كه خداى تعالى در اين باره اين آيه را نازل فرمود : « وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ » پس رسول خدا ، گذشت در پيش گرفت و شكيبايى ورزيد ، و از مثله كردن نهى فرمود .