سيد محمد دامادى

510

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

سرسخت اسلام و حضرت رسول اكرم ( ص ) كه در وقعهء بدر كبرى ، سال دوم هجرت به قتل رسيد ، عموى او وليد بن المغيرة المخزومى از حكّام و قضاة عرب ملقّب به « العدل » نيز با اسلام سخت مخالفت مىورزيد و او مانوى بود ، أبو جهل كنيه‌يى است كه مسلمانان عمرو بن هشام را بدان مىخواندند و قريش او را أبو الحكم مىگفتند و معروف به « إبن الحنظليه » بود . [ سيرهء ابن هشام ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 358 ، 389 ، 398 المحبّر ، طبع حيدر آباد دكن ، ص 167 ، 160 ، 132 ] [ شرح مثنوى ص 312 ] أبو الحكم عمرو بن هشام بن مغيرهء مخزومى ، مشهور به ابو جهل ( مق رمضان 2 ق / مارس 624 م ) ، از اشراف قريش و از مشركان بنام مكّه از روايت بلاذرى برمىآيد كه ابو جهل در 544 م زاده شد . پدرش هشام از اشراف مكّه بود و بر بنى مخزوم ، شاخه‌يى از قريش ، رياست داشت مادرش أسماء دختر مخربة بن جندل حنظلى از بنى تميم بود به روايتى نگاهدارى پيمان نامهء قريش براى تحريم بنى هاشم و مسلمانان را او يا خواهرش جلاس ( ام جلاس ) ، خالهء أبو الحكم ، بر عهده داشت . اسماء سپس اسلام آورد و به تجارت عطر پرداخت . ابو جهل را به مادرش نيز منسوب كرده ، ابن حنظليه هم ناميده‌اند . أبو جهل چون ديگر اشراف قريش به تجارت اشتغال داشت و مردى ثروتمند بود و همانند پدر و برادرش از بخشندگان قريش در عصر جاهليّت به شمار مىرفت . وى در جوانى ميان اشراف مكّه جايگاهى ويژه يافت . در 584 م ، هنگامى كه 30 سال بيش نداشت ، از آن روى كه مردى كاردان بود ، به عضويّت دار الندوة پذيرفته شد ، در حالى كه به رسم آن روزگار ، اعضاى دار النّدوة ( بجز بنى قصى ) مىبايست افزون بر 40 سال مىداشتند . تا 1 ق / 622 م كه وليد بن مغيرة زنده بود و بر بنى مخزوم رياست داشت نتوانست پيشوايى آن تيره را به دست آورد ، با اينهمه كلامش در قريش نافذ بود و نقش مهمّى كه در ناكامى قبيلهء يثربى أوس در انعقاد پيمان دفاعى با قريش ايفا كرد ، گذشته از دور انديشى ، بر نفوذ او نيز دلالت دارد . با آغاز رسالت محمّد ( ص ) ، أبو جهل به اقدامات بسيار براى جلوگيرى از اشاعهء اسلام دست زد و اين گونه اعمال او ، شأن نزول شمارى از آيات قرآنى دانسته شده است [ براى نمونه ، نك طوسى ، 1 / 59 ، 9 / 239 ؛ فخر الدّين رازى ، 15 / 155 ، 172 ، 31 / 101 ؛ زمخشرى ، 1 / 47 ، 2 / 208 ] با توجه به سابقهء او در نفى برترى بنى هاشم بر ساير