سيد محمد دامادى
511
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
تيرههاى قريش چنين مىنمايد كه سخنان و اعمال پيامبر ( ص ) را اقدام بنى هاشم براى سرورى بر قريش مىپنداشت كه كاهش قدرت ديگر اشراف مكه - از جمله خود او - نتيجهء آن بود و از همين رو بيش از ساير مشركان با پيامبر ( ص ) دشمنى مىورزيد . تلاش ابو جهل در قطع رابطهء قريش با بنى هاشم كه به شكست انجاميد ممانعت از حمايت أبو لهب از پيامبر ( ص ) بعد از مرگ ابو طالب و نيز طراحى توطئهء ناموفق قتل پيامبر ( ص ) با مشاركت طوايف مختلف را مىتوان مهمترين اقدامات وى بر ضدّ پيامبر ( ص ) دانست . مسلمانان نيز از شدت عمل و كينهتوزى وى در امان نبودند . در اين راه برادر مادرى او عياش بن ابى ربيعه را كه پس از قبول اسلام جهت پيوستن به مهاجرين عازم مدينه بود ، از قبا به مكه باز گرداند و در آن شهر زندانى كرد متقابلا پيامبر ( ص ) نيز او را « أبو جهل » ناميد و به مسلمانان دستور داد كه وى را چنان خطاب كنند گويا حسن خدمت عكرمة بن أبى جهل به اسلام موجب شد كه پيامبر ( ص ) پس از مرگ ابو جهل مسلمانان را از سبّ وى و انتساب عكرمه به اين كنيه باز دارد . پس از هجرت پيامبر ( ص ) به مدينه و در پى تعرّض مسلمانان به راه تجارى مكّه و شام ، موجبات درگيرى ابو جهل با ايشان فراهم آمد . در سال اوّل هجرى كاروان تجارى كه ابو جهل رياست آن را داشت به رغم مواجهه با حمزة بن عبد المطّلب و يارانش در سيف البحر ، با وساطت مجدىّ بن عمرو الجهنى بدون خونريزى راه خود را به سوى مكّه ادامه داد . در سال بعد هنگامى كه كاروان ديگرى از قريش به سالارى أبو سفيان مورد تهديد مسلمانان قرار گرفت ، ابو جهل با لشكرى كه خود از عاملان بسيج آن بود براى حمايت از آن كاروان از مكّه خارج شد . با آنكه كاروان به سلامت گذشت ، به اصرار أبو جهل لشكر مكّه به سوى چاههاى بدر حركت كرد . ظاهرا علاوه بر رياست طلبى ، او در پى آن بود كه اقتدار قريش را نه تنها بر مسلمانان بلكه بر تمام كسانى كه قادر به مخاطره انداختن كاروانهاى قريش بودند ، اثبات كند امّا لشكر مكّه با وجود برترى در بدر از مسلمانان شكست خورد و ابو جهل به همراه شمارى ديگر از سران قريش به هلاكت رسيد [ دايرة المعارف اسلامى ] او در ميان مسلمانان مثل أعلاى عناد و ستيزه است . بو الحكَم نامش بُد و بوجهل شد * اى بسا أهل ، از حسد ناأهل شد [ مثنوى ]