سيد محمد دامادى
494
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
تصريف و تقليب از آنجا كه آفريدگار ذوات ايشانست و رانندهء صفات ايشان . پس پراكنده گرداند در درجات ، گروهى را سعيد كرد و گروهى را بعيد كرد ، گروهى را مجذوب كرد گروهى را به قرب خويش راه داد و گروهى را دور كرد . [ ترجمهء رسالهء قشيريه باختصار از ص 103 تا 106 ] « جمع سرّ جامع است . بدان كه حق تعالى مقام غيب دارد كه در آن مقام نه اسمى است و نه رسمى و مقام ظهور دارد به فعل خود كه از آن تعبير به مقام محمّدى ( ص ) و علويّت على ( ع ) كنند ، و در اين مقام ظهور اسماء و صفاتست و كثرت اسماء و صفات ، نه كثرت حقايق ، بلكه درين مقام تمام حقايق جمعاند به وجود واحد جمعى ، لكن بحيثيّتى كه اسم و رسم براى آنها به نحو جمع هست ، كه تمام اسماء درين مقام پيدا مىشود . و از مقام فعل به جمع تعبير كنند . و گاهى از مقام عقول كليّه و نفوس كليّه به مقام جمع تعبير كنند كه تمام حقايق درين دو مقام به وجود واحد جمعى موجوداند . « جمع ، جمع مرادست قبل از اظهار مريد يعنى جمع ، جمع كردن مرادست كه حق باشد تمام موجودات را پيش از اظهار داشتن مريد كه موجودات باشند . يا جمع ، جمع كردن موجودات است پيش از اظهار داشتن مريد كه حق باشد آنها را . جمع و تفرقه دو حالتاند ، و خداى تعالى جامع مفرّق است . هر كرا حق تعالى جمعش كند به حقيقت متفرّقش كند به علم . پس جمع حقيقت مراد اوست و تفرقه شرايط علمش . هر كرا حق تعالى از اغيار جمع كند به تفرقهء اعتبارش اندازد كسى كه جمع كند مراد حق را عبوديّت باشد ، يعنى از تفرقهء هواهاى نفسانى و اغراض شيطانى بيرون آورد ، و اين عبوديت را بر اهواء خود به سبب صفات منسوبه به خود كه اغراض و أهواء باشد متفرّق نسازد ، اين شخص