سيد محمد دامادى

495

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

مجموع خواهد بود به شرطى كه عدم تفرقهء عبوديّت باشد بر أغراض . و كسى كه خدا او را جمع كند در مراد خود ، يا به سبب مراد خود كه عبوديّت باشد ، صفت و خوبى او همان مراد حق خواهد بود كه ما جمع به است ، يعنى اين كس مجموع بلا شرط خواهد بود . « جمع غلبهء مراد خداست » و جمع در عالم كبير نه در سالك آن چيزى است كه خود حق تعالى منفردست به او كه عبارت از علم اوست درباره معلوم كه مأخوذ از خود معلومست . جمع آن چيزى است كه حق جمع كند و آن عبارتست از مراد حق در خلق كردن خلق كه مراد او برگردانيدن آنها بوده است به مقام جمع ، بعد از خلق كردن و به تفرقه آوردن . جمع بعد از تفرقه موافق شدنست با مراد حق تعالى شأنه . جمع علم خداست در معلوم قبل وجود معلوم . جمع حال شريفى است سالك را ، چه جمعيّت عبادات و بيرون آوردن آنها از تفرقهء أغراض و أهواء ، و چه جمعيت در حقايق مشهوده و وصول به مقام جمع ، و چه جمعيّت تمام موجودات و وصول آنها به مقام هر يك كه آخر مرتبهء كمال باشد ، يا وصول به عالم جمع عالم كبير كه به خلاص شدن از غلاف كثرت است . و جمع كنندهء خداست نه بنده . جمع چيزيست كه كتاب و سنّت به شناسايى آن شهادت دهند . يعنى جمع شناسايى است ، و شناسايى بدون شهود نمىشود كه كتاب و سنّت هر دو شهادت دهند كه شناسايى است نه جهل ، مقصود شهود حقايق الهيّه است ، چه هرگاه شهود ملكوت سفلى براى سالك اتّفاق افتد آن را جمع ننامند ، بل‌كه داخل فرقست ، كه كتاب و سنّت شهادت نمىدهند و به شناسايى آن . پس جمع كتاب است و سنّت تفرقه . [ شرح كلمات قصار بابا طاهر باختصار از ص 147 تا 154 ]