سيد محمد دامادى

485

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

تفرقه نيست . پس مرد داناى جوياى كمال بايد بكوشد تا خود را ازين حالت خلاص كند ، تا به فراغت و أمن خاطر رسد . اين فراغت را نبايد در مال و جاه جست چون هر دو مورث پراكندگى و پريشانى باطن و باعث عمدهء بلا و عذاب‌اند بل‌كه بايد به إعراض از خلق و امور دنيوى و ترك جاه‌طلبى و نظاير آن گراييد تا آن فراغت كامل كه مورد نظر است حاصل آيد . اين طايفه ، جمع بدون تفرقه را زندقه و إلحاد دانند و تفرقهء بدون جمع را تعطيل فاعل مطلق انگارند ، چه جمع محلّ مشاهدهء حقّ است بىخلق و تفرقه همه خلق ديدنست و حق را من كلّ الوجوه غير دانستن . امّا مرحلهء سوم كه از آن به « فرق ثانى » يا « فرق بعد الجمع » تعبير مىكنند . بالاترين مقام توحيد است كه مرحلهء رؤيت وحدتست در كثرت و رؤيت كثرتست در وحدت ، و ديدن هر چيزست آن چنان كه هست ، يا مقام فناء فى اللّه و بقاء باللّه است . اين مرحله بالاترين مقامات أهل سلوك است و ازين بالاتر مقامى كاملان را نيست . [ جهت اطّلاع بيشتر رجوع شود به : شرح تعرف ج 4 ص 60 تا 71 و كشف المحجوب ص 324 تا 334 و شرح كلمات قصار بابا طاهر ص 147 تا 154 - و صوفى نامه ص 173 ببعد و شرح گلشن راز ص 27 ببعد و حيات القلوب حاشيهء قوت القلوب ج 2 ص 278 ] . در مثنوى هم تفرقه امريست كلّى و خلق تا به كمال نرسيده‌اند گرفتار تفرقه و تضادّهاى باطنى خودند و در نتيجه با انواع عذاب‌ها و بلايا دچارند و با وجودى كه موجبات تجمّع فراهم است به علّت اشتغالات بيهوده و احمقانه از آن گريزان‌اند . آن يكى ماهى همى بيند عيان * وان يكى تاريك مىبيند جهان