سيد محمد دامادى
486
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
وان يكى سه ماه مىبيند بهم * اين سه كس بنشسته يك موضع نعم چشمِ هر سه باز و گوشِ هر سه تيز * در تو آويزان و از من در گريز عالم از هژده هزارست و فزون * نيست اين هجده به هر چشمى زبون خلق را بنگر كه چون ظلمانىاند * در متاعِ فانيى چون فانىاند از تكبّر جمله اندر تفرقه * مرده از جان زنده اندر مخرقه اين عجب كه جان به زندان اندرست * وانگهى مفتاحِ زندانش به دست پاى تا سر غرقِ سرگين آن جوان * مىزَنَد بر دامنش جوىِ روان دايماً پهلو به پهلو بىقرار * پهلوىِ آرامگاه و پشت دار تفرقه جويانِ جمع اندر كمين * تو درين طالب رخِ مطلوب بين جامگى ؛ آنچه به خدمتگزاران و سربازان دهند ، وظيفه ، راتبه ، مستمرّى . جبلّت ؛ طبيعت ، سرشت ، فطرت ، أصل . جمع ؛ لفظ جمع در اصطلاح اين طايفه مقابل فرق است و فرق احتجابست از حق به خلق يعنى همه خلق بيند و حق را من كلّ الوجوه غير داند و جمع مشاهدهء حق است بىخلق و اين مرتبت فناء سالك است چون تا زمانى كه هستى سالك بر حال باشد شهود حق بىخلق نيست و « جمع الجمع » شهود خلق است قايم به حق كاشانى گويد : « لفظ جمع در اصطلاح صوفيه عبارتست از رفع مباينت و اسقاط اضافات و افراد شهود حق » [ مصباح الانس ص 9 شرح گلشن راز ص 27 ] ابهرى گويد : « الجمع جمع المتفرّقات و التفرقة تفرقة المجموعات فاذا جمعت قلت اللّه و لا سواه و اذا فرقت نظرت إلى الكون » [ طبقات ص 393 ]