سيد محمد دامادى
457
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
حالت اضافه و وصف ، بعد از كلمات فارسى هم مىگذاشتند . براى مثال به جاى « درياى بزرگ » و « پاى او » مىنوشتند « در ياء بزرگ - پاء او » و اين خود نه همزهء الف ممدوده است بلكه ياء كوچك دنبال بريده است كه پهلوى هاء غير ملفوظه در حالت اضافه و وصف مثل « هفتهء گذشته ، نامهء شما رسيد » و روى ياء مثّناة براى نشان دادن تلفّظ ياء مانند « آئين ، دانائى ، گوئى » و امثال آن نيز مىگذاشتند . و كمكم با همزه اشتباه شده است . حتّى در مورد كلمات ممدود الاصل عربى هم اگر اين علامت را در حالت اضافه و وصف نوشتهاند ، مثل « املاء خوب » و « انشاء شما » ؛ و همچنين در امثال كلمهء « مايل ، شمايل ، متمايل ، بايع ، مايع ، شايع » و نظاير آن كه همزهء مبدله عربى در فارسى مبدل به ياء دو نقطه مىشود ، اگر أحيانا در قديم به صورت همزه ، يعنى « مائل ، شمائل ، متمائل . . . الخ » نوشته شده باشد باز به اعتقاد من همان ياء كوچك است كه با همزهء عربى اشتباه مىشود . پس نبايد به اين توهّم همه جا در كتابت فارسى آن علامت را حذف كنيم . [ مرحوم جلال الدّين همايى - هامش ديوان عثمان مختارى صص 543 - 546 ] بضاعت ؛ سرمايه ، مال ، مايه ، مكنت ، مال التجّارة . متاع ، كالا من و سفينهء حافظ كه جز درين دريا * بضاعتِ سخنِ دلستان نمىبينم [ حافظ ، غزل 350 / 10 ص 716 ] تو كه كيميا فروشى ، نظرى به قلبِ ما كن * كه بضاعتى نداريم و فكندهايم دامى [ حافظ غزل 459 / 5 ص 934 ] شرم آيد از بضاعتِ بىقيمتم و ليك * در شهر آبگينه فروش است و جوهرى [ سعدى ] طاعت ؛ فرمانبردارى كردن ، اطاعت و عبادت كردن ، طاعت و عبادتى كه به منظور مزد و ثواب بجا آورده شود و آن در نظر صوفى ، شرك است ، صوفى بايد براى خدا عبادت كند و نه يافتن بهشت و امثال آن « أسرار نامهء عطّار / 335 و « شرح بر مقامات أربعين » يا « مبانى سير و سلوك عرفانى » صص 4 و 7