سيد محمد دامادى
454
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
پس اشخاصى كه در رسم الخطّ فارسى به هواى تبعيّت از عربى ، الف مقصوره را همه جا به صورت ياء بىنقطه مىنويسند و الف كشيده را غلط واضح و ذنب لا يغفر مىشمارند ، هم از أسرار عربيّت بىخبرند و هم كاسهء گرمتر از آش ( ! ) « قاعدهء املاء الف مقصوره و ممدوده در فارسى » اكنون كه سخن به اينجا رسيد ، بد نيست كه روش قدماى اهل خطّ و ادب فارسى را در كيفيّت املاء كلمات مختوم به الف مقصوره و ممدوده كه از عربى داخل فارسى شده است ، بيان كنيم . باشد كه سبب مزيد فايدتى براى خوانندگان باشد . قدما در مورد الف مقصورهء الفاظ عربى ، دو طور عمل مىكردند : يكى آن كه آن را به صورت الف كشيده مىنوشتند و در شعر هم با كلمات فارسى مختوم به الف از قبيل « سرا ، سزا ، روا » و امثال آن قافيه مىبستند . چنان كه إعمال جناس تامّ ما بين دو كلمهء « هوا » كه در اشعار شاعران آمده است ، هم مبتنى بر همان رسم الخطّ است : [ گر ماهِ سما را به چنان روى ، هوا نيست * و آن را كه هوا نيست بجز بادِ هوا نيست ] [ ديوان عثمان مختارى ص 542 ] ديگر آن كه الف مقصوره را مبدّل به ياء مماله كرده ، آن را در كتابت و تلفّظ مىنوشتند و مىخواندند و با قوافى يايى هم از قبيل « همى ، آرى ، بارى » و نظاير آن كه به اصطلاح شعرا از نوع « ياء مجهوله » است ، قافيه مىكردند . الف ممدوده هم در خطّ و شعر عينا مثل الف مقصوره بود ، يعنى نخست همزهء آخر كلمهء ممدود را از كتابت و تلفّظ انداخته ، آن را به صورت الف مقصوره در مىآوردند ، آنگاه يكى از آن دو كار را مىكردند كه در الف مقصوره گفته شد ، يا آن را به صورت الف كشيده مىنوشتند و با الفاظ مختوم به الف ، قافيه مىبستند ، يا آن را هم بدل به ياء مماله كرده ، با قوافى يايى مىآوردند . عمل مقصور كردن ممدود و تبديل الف به ياء مماله ، هر دو از نوع تصرّفات فارسى است در كلمات عربى كه حتّى الامكان نخواستهاند عين ألفاظ را با همان ريخت