سيد محمد دامادى

361

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

نسيمِ صبحِ سعادت ، بدان نشانِ كه تو دانى * گذر به كوىِ فلان كن ، در آن زمان كه تو دانى [ حافظ ، غزل 467 / 1 ص 950 ] اى آن كه به جز تو نيست در هر دو جهان * برتر ز خيالى و مُبَرّا ز گمان هر چند كه عينِ هر نشانى ليكن * اينست نشانت كه ترا نيست نشان [ جامى ، نقد النصوص / 27 ] معجز ؛ عاجز كننده ، درمانده كننده - معجزه و إعجاز ، معجز نمودن ، معجز نشان دادن ، كارى شگفت انگيز انجام دادن . به شعرِ خوب و شيرين ، جان فزايم * به حكمت در سخن ، معجز نمايم [ ناصر خسرو / 541 چاپ هوشنگ سهيلى ] جمالت معجزِ حُسن است ، ليكن * حديثِ غمزه‌ات ، سِحْرِ مُبين است [ حافظ ، غزل 56 / 2 ص 128 ] ياد باد آن كه چو چشمت به عتابم مىكُشت * معجزِ عيسويت در لبِ شكَّر خا بود [ حافظ ، غزل 200 / 2 ص 416 ] مفاد بيت اين كه : آيينهء معجزهء تو - امروز رخسارِ پيش آمد فردا را مىنمايد و نمودار مىسازد و از آينده و مغيبات ، خبر مىدهد . تصريح ؛ پيدا و هويدا و آشكارا گفتن ، گشاده و روشن گفتن - خلاف تعريض [ منتهى الارب ] اشاره است به آيهء شريفه : اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ . ( القمر ، آيهء 1 ) كه به عقيدهء اكثر مفسّرين ناظر است به معجزهء شكافتن قمر بر دست حضرت رسول ( ص ) و به گفتهء برخى شقّ قمر از علائم قيامت است و پس ازين روى خواهد داد و چون مستقبل