سيد محمد دامادى

360

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

فرصت شمر طريقهء رندى كه اين نشان * چون راهِ گنج ، بر همه كس آشكاره نيست [ غزل 73 / 3 ص 161 ] از وجودم قَدَرى نام و نشان هست كه هست * ورنه از ضعف در آنجا اثرى نيست كه نيست [ غزل 74 / 9 ص 164 ] نشانِ يارِ سفر كرده از كه پرسم راست * كه هر چه گفت بر يدِ صبا پريشان گفت [ غزل 88 / 3 ص 192 ] با هيچ كس نشانى زان دلستان نديدم * يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد [ غزل 122 / 2 ص 260 ] ز مهربانىِ جانان ، طمع مَبُر حافظ * كه نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند [ غزل 176 / 9 ص 368 ] تا ز ميخانه و مى ، نام و نشان خواهد بود * سرِ ما خاكِ رهِ پيرِ مغان خواهد بود [ غزل 201 / 1 ص 418 ] گوهرِ مَخزَنِ أسرار ، همان است كه بود * حقّهء مِهر بدان مُهر و نشان است كه بود [ غزل 207 / 1 ص 430 ] خون شد دلم از حسرتِ آن لعلِ روانبخش * اى دُرجِ محبّت به همان مُهر و نشان باش [ غزل 267 / 5 ص 550 ] نشان اهلِ خدا ، عاشقيست با خود دار * كه در مشايخِ شهر ، اين نشان نمىبينم نشانِ موىِ ميانش كه دل در آن بستم * ز من مپرس كه خود در ميان نمىبينم [ غزل 350 / 5 و 6 ص 716 ] گفتم به دَلقِ زَرق بپوشم نشانِ عشق * غمّاز بود اشك و عيان كرد رازِ من [ غزل 392 / 3 ص 800 ] شكلِ هِلال هر سرِ مه مىدهد نشانِ * از افسرِ سيامك و ترگِ كلاه زو [ غزل 398 / 6 ص 812 ] در مذهبِ طريقت ، خامى نشانِ كفر است * آرى طريق دولت چالاكى است و چُستى [ غزل 426 / 6 ص 868 ] براتِ خوشدلىِ ما ، چه كم شدى ؟ يا رب * گرش نشانِ امان از بدِ زمان بودى [ غزل 432 / 5 ص 880 ]