سيد محمد دامادى

348

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

احسان مىكردند و روز ششم ، خود نوروز مىگرفتند و با نديمان خويش به سر مىبردند و پيش‌كش‌ها به نزد ايشان مىبردند [ صص 219 - 215 آلاثار الباقيهء أبو ريحان بيرونى ، تصحيح زاخائو ، لايپزيك / 1923 ] « جاحظ » دربارهء « نوروز ساسانيان » نوشته است كه « همزمان با آراستگى مجلس شاه ، مردى كه روى خوش و نام و زبان خوش داشت ، به پيش او مىرفت و شاه از وى مىپرسيد كيستى ؟ و از كجا آمده‌يى ؟ و به كجا خواهى رفت و با تو كه بود ؟ با كه آمدى و با تو چيست ؟ او مىگفت : من از جانب دو همايون آمده‌ام و پيش دو نيكبخت مىروم و هر كه پيروز بود با من آمد و نامم خجسته است و با خود سال نو و براى پادشاه درود و مژده آورده‌ام و عرف بر اين بود كه بيست و پنج روز پيش از نوروز ، در دوازده استوانه در سراى پادشاه دانه‌هايى مثل گندم و جو و برنج و عدس و باقلا و غيره مىكاشتند و آن‌ها را بعدها با ساز و سرود درو مىكردند و تا روز مهر از ماه فروردين از بين نمىبردند و به آن‌ها فال خوب مىزدند و در حضور پادشاه ، سرودهايى كه مخصوص بهار و نوروز بود ، خوانده مىشد و آن سرودها را آفرين و خسروانى و فلهبذ مىخواندند كه اسم برخى از آن‌ها مثل باد نوروز ، نوروز بزرگ ، نوروز كيقباد ، نوروز مزدك ، نوروز خارا مانده است [ نوروز در زمان ساسانيان صص 211 - 197 مجلّهء شرق ، مرحوم سعيد نفيسى ] در كتاب التاج ، جاحظ مىگويد [ كتاب التاج ، تصحيح احمد زكى پاشا ، صص 150 - 146 قاهره / 1914 ] كه در زمان ساسانيان ، خاصّ و عامّ براى پادشاه هر هديه‌يى را بيشتر مىپسنديدند ، مىبردند كه آن هديه به نام شخص در ديوان نوشته مىشد و هنگام نياز ، به تناسب شأن و طبقهء ارمغان دهنده ، و بدون اين كه هديه‌اش چه بوده - از ديوان به وى كمكى شايسته مىشد و اگر خود وى در يادآورى - عامدانه كوتاهى مىكرد شش ماه از توشه‌اش محروم مىشد و چنين مشهور است كه اردشير بن بابك و بهرام گور و انوشروان جامه‌هاى زمستانى خود را به خاصّان و ديگران مىبخشيدند و نگاهداشتن آن‌ها را خوش نداشتند . ملوك عجم در دو موقع يكى در نوروز و يكى هنگام مهرگان ، بار عام مىدادند و پيش از جشن ، منادى آگهى مىداد كه بار داده خواهد شد و روز موعود ، منادى مردم را بر حذر مىداشت كه مبادا كسانى را كه قصد دادخواهى دارند ، مانع شوند . آنگاه ملك در