سيد محمد دامادى

347

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

إلى منازلهم فى ايّام الفورد جان ( ظ فروردجان ) « غرر أخبار ملوك الفرس ، ثعالبى ، چاپ زتنبرگ ، پاريس / 1900 » ] واقع شود و نام عالىترين مظهر دين زردشت بدين روز نهاده شده است زيرا مطابق رسوم زردشتى هر يك از سى روز مام به نام فرشته‌يى بوده است [ براى مثال « رام » نام روز بيست و يكم ماه و خرداد ، نام ششمين روز ماه و هرمز نام نخستين روز ماه است ] مشهور بود كه نوروز از زمان كيخسروست كه چون او كاخ‌ها ساخت و به مردم استخراج معادن سيم و زر و آهن و صنايع و به دست آوردن بوىهاى خوش را آموخت ، نوروز را بنا نهاد . چنان كه به روايت شاهنامه [ پادشاهى جمشيد ] همين مطالب را به « جمشيد » نيز نسبت داده‌اند كه وى ايّام فروردين را تقسيم كرد : يعنى پنج روز اوّل را براى أشراف و پنج روز دوم را نوروز شاهى و پنج روز ديگر را براى خدمتگزاران شاه و پنج روز چهارم را جهت خواصّ پادشاه و پنج روز پنجم را براى سپاه و پنج روز آخر را مخصوص فرودستان معيّن نمود كه در مجموع سى روز مىباشد [ صص 277 - 276 المحاسن و الأضداد ، جاحظ ، چاپ لبنان ] و باز بر اين باور بودند كه در آن روز ، خوشبختى را بين مردم تقسيم كرده‌اند و ايرانيان اين روز فرخنده را « روز آرزو » هم مىگفته‌اند . باور ديگر بر اين بود كه چون أهرمن [ كه در اوستا از آن به Angramainyava به معنى خرد پليد ياد شده و مظهر بدى است ] همهء نعمت‌ها و خوبىها را از جهان برد و مردم از قحط و سختى بجان آمدند ، جم با راهنمايى يزدان به گريزگاه او حمله برد و سپاه بدى و ظلمت را از عالم براند و كار مردم به اعتدال نخست بازگشت و مردم گفتند : روز نو و هر كس گرداگرد خانهء خود هفت نوع از غلّات بكاشت و اين آيين فرخنده بماند . در افسانه‌ها و روايات پيش از اسلام خاصّه دورهء ساسانى آمده است كه پس از جمشيد ، تمام پادشاهان ، فروردين ماه را جشن گرفتند و آن را شش قسمت كردند كه مشابه با روايات گذشته است كه نام برديم . رسم خسروان ( أكاسرهء ) ايران در اين روزهاى پنجگانه اين بود كه روز اوّل ، مردم را بار مىدادند و روز دوم بزرگان دهقانان و مردم اصيل و روز سوّم سواران و موبدان بزرگ و روز چهارم خويشاوندان و روز پنجم فرزندان را ؛ و به هر كس فرا خور او