سيد محمد دامادى
346
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
ديگر باره بر تخت نشست و خاصّ و عام را بار داد و رسمهاى نيكو نهاد و روى به خلق كرده و گفت كه ايزد تعالى شأنه - شما را بيامرزيد ، بايد كه به آب پاكيزه ، غسل كنيد و به شكر ايزدى بپردازيد و هر سال درين روز به همين دستور عمل نماييد . گويند أكاسره ، هر سال نوروز بزرگ ، حاجتهاى مردمان بر آوردندى ! و مجرمان را عفو نمودندى ! و به عيش و طرب مشغول بودندى . [ فرهنگ جهانگيرى ج 2 ص 2118 به بعد ] بر لشكرِ زمستان ، نوروزِ نامدار * كرده است راىِ تاختن و قصدِ كارزار [ منوچهرى ، ديوان / 30 ] روزِ نوروز است و هر بنده نثار آرَدْ همى * بندهء شاعر ، همى خواهد كه جان آرد نثار با نشاط و رامش و پيروزى و نيك اخترى * همچنين نوروز ، صد نوروزِ ديگر بر گذار [ معزّى ، ديوان / 321 ] به جشنِ فريدون و نوروزِ جم * كه شادى سترد از جهان نامِ غم [ نظامى ، شرف نامه / 300 ] ز كوىِ يار ، مىآيد نسيمِ باد نوروزى * از اين باد ، أرْ مدد خواهى ، چراغِ دل بر افروزى سخن در پرده مىگويم ، چو گُل از غنچه بيرون آى * كه بيش از پنج روزى نيست حُكمِ ميرِ نوروزى [ حافظ ، غزل 445 / 1 و 3 ص 906 ] جشن فرخندهء نوروز و آيينهاى آن پا به پاى ملّت ايران و مدنيّت و فرهنگ مردم آن از ديرباز تا به امروز پيش آمده و همواره از مظاهر مليّت ايرانيان در طىّ قرون و أعصار بوده است . أهميّت عيد و جشن باستانى « نوروز » را از قراين گوناگون كه در أسناد قديم آمده است مىتوان دريافت مانند اين كه نوروز در روز هرمزد [ نام مظهر نيكى و آفريدگار زردشتى مركّب از دو جزء أهورا سرور مزدا حافظ يعنى هوشيار و دانا ] از ماه فروردين [ از كلمهء Fravartinam فرس قديم و صيغهء جمع فرورتى Fravarti است كه در پهلوى فروهر Fravahr مىباشد به معنى وجود روحى و أزلى مردم كه ايزد نگهبان انسان در زندگى است و پس از او جاويد مىماند . « و زعم انّ أرواح الموتى تعود