سيد محمد دامادى

302

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

حكم آب و نان دارد و او بر صورت و شكل و با ظرف آب و نان ، دلبستگى ندارد و عشق نمىورزد . چنان كه اگر تشنه‌يى سوخته لب و خشك دهان در بيابانى بىزنهار گرفتار آيد و آب را در هيچ موضع نيابد - آنگاه از دور جاى ، مردى با مشكى آب در رسد ، اين تشنهء تفته جگر ، دست زير دهان مشك مىگيرد و به شتاب تمام ، آب مىنوشد و از مرد سقّا نمىپرسد كه آب را از كجا برگرفتى و چگونه در مشك ريختى و يا مشك را از پوست كدام جانور فراهم كردى ؟ بنابراين مقدّمه ، معانى و اوصاف انبياء در هر شخصى كه ظهور كند - مطلوب مشتاقان است و در حقيقت فرقى ميان انبيا و خلفاى حقيقى آن‌ها وجود ندارد . زيرا تشبّث به ذيل عنايت هر يك از نايب و منوب عنه ، طالب را به سوى خدا رهبرى مىكند و به كمال راستين نايل مىسازد و « جلال الدّين محمّد » اين نكته را مثالى از شمع و چراغى كه از نور شمع بر افروخته شود ، بيان كرده است و نظير اين تمثيل را « ابو ريحان بيرونى » از گفتهء « مانى » در كتاب « كنز الاحياء » نقل مىكند . [ شرح مثنوى شريف 3 / 797 - 799 ] اكنون به كاربرد « طوبى » در مجارى تعبير خواجه حافظ بنگريد : تو و طوبى و ما و قامتِ يار * فكر هر كس به قدرِ همَّتِ اوست منّتِ سدره و طوبى ز پىِ سايه مكش * كه چو خوش بنگرى اى سروِ روان ، اين همه نيست [ حافظ غزل 75 / 3 ص 166 ] طوبى ز قامتِ تو نيارد كه دم زند * زين قصّه بگذرم كه سخن مىشود بلند [ حافظ ، غزل 173 / 3 ص 362 ] سايهء طوبى و دلجويىِ حور و لبِ حوض * به هواىِ سرِ كوىِ تو برفت از يادم [ حافظ ، غزل 310 / 4 ص 636 ] باغِ بهشت و سايهء طوبى و قصرِ حور * با خاكِ كوىِ دوست ، برابر نمىكنم [ حافظ ، غزل 345 / 2 ص 706 ] بال بگشاى و صفير از شَجَرِ طوبى زن * حيف باشد چو تو مرغى كه اسيرِ قفسى [ حافظ ، غزل 446 / 4 ص 908 ]