سيد محمد دامادى
301
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
« . . . درخت طوبى ، درختى عظيم است . هر كسى كه بهشتى بود ، چون به بهشت رود ، آن درخت را در بهشت بيند . . . هر ميوهيى كه تو در جهان مىبينى بر آن درخت باشد و اين ميوهها كه پيش تست ، همه از ثمرهء اوست ، اگر نه آن درخت بودى ، هر آينه پيش تو نه ميوه بودى و نه درخت و نه رياحين و نه نبات . . . سيمرغ ، آشيانه بر سر طوبى دارد . بامداد ، سيمرغ از آشيانهء خود ، بدر آيد . و پر بر زمين باز گستراند ، از اثر پر او ، ميوه بر درخت پيدا شود و نبات به زمين . » [ رسالهء عقل سرخ / 232 ] « جلال الدّين محمّد » در دفتر اوّل « مثنوى » در داستان « پير چنگى » آورده است : . . . گفت طوبى من رآني مصطفى * و الّذى يبصر لمن وجهى رآى چون چراغى ، نورِ شمعى را كشيد * هر كه ديد آن را يقين آن شمع ديد [ مثنوى 1 / بيت 1946 - 1947 ص 118 طبع نيكلسون ] كه اشارت است به حديث « طوبى لمن رآنى و لمن رآى من رآنى خوشا به حال آن كه مرا ديد و آن كس را ديد كه مرا ديد » مطابق نصّ قرآن كريم [ البقرة ، آية 31 ] و روايات اسلامى ، كه حق تعالى ، اسماء را به آدم آموخت . و ملائكه از آدم آموختند . مقصود از رؤيت أنبيا - عليهم السّلام - ادراك معانى و أوصافى است كه خداى تعالى بر وجود ايشان أفاضه فرموده و سپس تحقّق بدان معانى و اوصاف است . و رؤيت حسّى ، مراد نيست . حديث « طوبى لمن رآنى » نيز ناظر بدين حقيقت است . و گرنه « بو جهل » و « بو لهب » و بسيارى از كافران ، صورت محمّدى را به رؤيت حسّى بيشتر و پيشتر از بسيارى از صحابه ديده بودند و بىگمان ديدن روى آن منكران ، هيچ خوشى و ذوق ايمان ، در دل معاصرينشان بر نمىانگيخت : نظر بدين لطيفه در قرآن كريم مىخوانيم : « وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ - اى محمّد منكران را بينى كه در تو مىنگرند ، ولى تو را چنان كه تويى نمىبينند » [ اعراف آيهء 198 ] از دگر سو ، غرض از هر چيزى خواه مادّى يا معنوى ، رسيدن به فوايد و آثار آن چيز است چنان كه غرض از نوشيدن آب ، رفع تشنگى و از خوردن نان ، دفع گرسنگى است . اين خاصيت در هر چه يافته شود ، براى تشنهء بيقرار و گرسنهء پريشان حال ،