سيد محمد دامادى
256
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
اكنون به وجوه تعبير حافظ از « خرقه » بنگريد : خرقهء زُهدِ مرا آبِ خرابات بِبُرد * خانهء عقلِ مرا آتشِ خمخانه بسوخت حافظ [ 18 / 6 ] حافظ اين خرقه بينداز مگر جان ببرى * كاتش از خرمنِ سالوسِ كرامت برخاست حافظ [ 28 / 7 ] ز رنگِ باده بشوييم خرقهها در اشك * كه موسمِ ورع و روزگارِ پرهيز است [ 42 / 4 ] در خرقه زن آتش كه خمِ ابروىِ ساقى * بر مىشِكَنَد گوشهء محراب امامت [ 90 / 7 ] نقدِ صوفى نه همه صافىِ بىغش باشد * اى بسا خرقه كه مستوجبِ آتش باشد [ 155 / 1 ] عيبم بپوش زنهار اى خرقهء مىآلود * كان پاك دامن اينجا بهرِ زيارت آمد [ 167 / 3 ] داشتم دلقى و صد عيبِ مرا مىپوشيد * خرقه رهنِ مى و مطرب شد و زنّار بماند [ 175 / 5 ] قحطِ جود است آبروىِ خود نمىبايد فروخت * باده و گل از بهاىِ خرقه مىبايد خريد [ 225 / 3 ] فداىِ پيرهنِ چاكِ ماهرويان باد * هزار جامهء تقوى و خرقهء پرهيز [ 260 / 2 ] در خرقه چو آتش زدى اى عارفِ سالك * جهدى كن و سر حلقهء رندانِ جهان باش [ 267 / 3 ] اين بيت اشارت است به حديث : كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين . كه در مسند احمد [ ج 4 ، ص 66 ] آمده است : « عن رجل قال قلت يا رسول اللّه متى جعلت نبيّا قال : و آدم بين الرّوح و الجسد . « و به صورت » كنت نبيّا و آدم بين الرّوح و الجسد [ جامع صغير ج 2 ، ص 96 - كنوز الحقايق ، ص 96 ] نيز آمده است و « جلال الدّين محمّد بلخى » نيز با استفاده از مضمون حديث مذكور سروده است :