سيد محمد دامادى
235
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
[ براى اطّلاع از معراج رسول ( ص ) ، نگاه كنيد به « دلائل النّبوة » از ابو بكر احمد بن حسين بيهقى ( 384 - 458 ه ق ) جزء دوم صص 117 - 151 « الدّليل على انّ النّبىّ ( ص ) عرج به إلى السماء » و ترجمهء جزء دوّم آن كتاب صص 88 - 110 و « السيرة النبويّة » لابن هشام - ذكر الاسراء و المعراج صص 396 - 493 و قصة المعراج صص 403 - 408 ج 1 طبع مصر 1375 ه ق 1955 م ] عزّ ؛ ارجمند گشتن ، عزّت ، ارجمندى ، ( معين ) التفات ( مص ) باز نگريستن ، روى آوردن ، اكرام ، مهربانى ، لطف ، پروا ، توجّه مفاد بيت اين است كه يعنى تو ، به عالم هستى پشت پا زده و التفاتى به زمين و آسمان نداشته ، همواره مشغول به خدا بودى . حافظ دوامِ وصل ميسّر نمىشود * شاهان كم التفات به حالِ گدا كنند [ 191 / 10 ] شاه اگر جرعهء رندان نه به حرمت نو شد * التفاتاش به مىِ صافِ مروّق نكنيم [ 371 / 5 ] كونين ؛ ( عر ) بفتح كاف : هر دو جهان - دارين - عالم ارواح و اجساد ( آنندراج ) كون ؛ حصول صورتى است در مادّه كه پيشتر نبوده است . نواله ؛ به فتح اوّل و دوّم و چهارم ( در لهجهء مركزى به كسر چهارم ) توشه - آذوقه - در عربى « نوال » به معنى عطا و بخشش « صراح » و نصيب و صواب است . و « نواله » هم در عربى مستحدث به معانى ديگر آمده . [ ر ك : دزى ج 2 ص 739 ] لقمهء خوراكى براى گذاشتن در دهان : از دست تو خوش نايدم نواله * زيرا كه نوالت پر استخوان است . [ « ناصر خسرو » : « ذيل برهان قاطع ، دكتر معين » ]