سيد محمد دامادى
191
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
انديشى وى است كه هرگز خواستهء آنى كه ضررى آتى به دنبال دارد - وى را نمىفريبد و او را از جاى به در نمىبرد . او در فضاى حيات - به تأمّل و تدبّر مىپردازد و در خوراك و پوشاك و گفتار و كردار ، بهتر و برتر را برمىگزيند و آنچه گمان و بيم زيان در آنست ، رها مىكند و براى آنچه در شرف وقوع و پيش آمدن است - از قبل آماده مىشود . « أبو الدّرداء » مىگويد : آيا مىدانيد كه أمارات خردمند چيست ؟ نسبت به بالاتر ، فروتن است و فروتر را حقير نمىشمارد ، در گفتار خويش ، پرهيزگار و كم حرف است - با مردم با مدارا معاشرت مىورزد ، و ايمانش به خدا در نهايت اتقان است و تنها پيوند او با خدا است . ازينرو وى در دنيا با تقيّه و كتمان روزگار مىگذراند . لقمان ؛ به فرزندش چنين گفته است : آدمى ، بواقع خردمند نيست مگر اين كه به ده خصلت آراسته باشد : از غرور در امان باشد و تنها آرزويش كمال باطن خود باشد - به كفاف ، قناعت ورزد و افزونى آن را نثار نمايد - فروتنى را بر بزرگى راجح شمارد و خوارى را از عزّت برتر بداند - در أيّام زندگانى ، همواره در طلب دانش باشد و هرگاه از وى چيزى خواهند - دلتنگ نگردد - كار خوب ولى اندك ديگران را بسيار و كار بسيار خويش را اندك شمارد و دهمين خصلتى كه وى را به نام بلند مىرساند و او را شكوهمند مىگرداند - آن كه همهء مردم عالم را از خويش بهتر بداند و خود را بدتر از ديگران و هر كه را از خود برتر و بالاتر ديد - شاد شود و مايل به پيروى از وى باشد و هرگاه شخصى بد را ديد با خود بگويد چه بسا كه وى رستگار گردد و من نابود گردم و تنها با چنين أحوالى - خرد انسان ، كامل است . [ ترجمه با تصرّف و تلخيص از كتاب « الاذكياء » ابن جوزى ] براى اطّلاع بر تفصيل منزلت عقل و طريق رياضت آن همچنين رجوع شود به [ زهر الاداب و ثمر الالباب ج 1 ص 150 ] « در فضيلت و ستايش عقل » « آفريدگار - كه نامش بزرگ باد - خرد از آن به ما ارزانى داشت كه به مددش بتوانيم ، در اين دنيا و آن ديگر ، از همه بهرههايى كه وصول و حصولش در طبع چون