سيد محمد دامادى

192

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

مايى به وديعت نهاده شده است ، برخوردار گرديم . خرد ، بزرگترين مواهب خدا به ماست و هيچ چيز نيست كه در سودرسانى و بهره بخشى بر آن سر آيد . با خرد ، بر چهارپايان ناگويا ، برترى يافته‌ايم چندان كه بر آنان چيرگى مىورزيم و آنان را به كام خود مىگردانيم و با شيوه‌هايى كه هم براى ما و هم براى آنها سود بخش است ، بر آنان غلبه و حكومت مىكنيم . با خرد ، بدانچه ما را برتر مىسازد و زندگانى ما را شيرين و گوارا مىكند ، دست مىيابيم و به خواست و آرزوى خود مىرسيم . به وساطت خرد است كه ساختن و به كار بردن كشتىها را دريافته‌ايم چنان كه به سرزمين‌هاى دور مانده‌يى كه به وسيلهء درياها از يكديگر جدا شده‌اند ، و اصل گشته‌ايم . پزشكى ، با همهء سودهايى كه براى تن دارد و تمام فنون ديگر كه به ما فايده مىرساند ، در پرتو خرد ما را حاصل آمده است با خرد به امور غامض و چيزهايى كه از ما نهان و پوشيده بوده است ، پى برده‌ايم . شكل زمين و آسمان ، عظمت خورشيد و ماه و ديگر اختران و أبعاد و جنبش‌هاى آنان را دانسته‌ايم ، و حتّى به شناخت آفريدگار بزرگ نايل آمده‌ايم و اين از تمام آنچه براى حصولش كوشيده‌ايم ، والاتر است و از آنچه بدان رسيده‌ايم ، سود بخش‌تر . بر روى هم ، خرد ، چيزى است كه بىآن وضع ما ، همانا وضع چارپايان و كودكان و ديوانگان خواهد بود . خرد است كه به وسيلهء آن أفعال عقلى خود را پيش از آن كه بر حواسّ ، آشكار شوند ، تصوّر مىكنيم و از اين رهگذر آنها را چنان در مىيابيم كه گويى احساسشان كرده‌ايم ، سپس اين صورتها را در أفعال حسّى خود ، نمايان مىكنيم و مطابقت آن‌ها را با آنچه پيشتر تخيل و صورتگرى كرده بوديم ، پديدار مىسازيم . چون خرد را چنين ارج و پايه و مايه و شكوهى است ، سزاوار است كه مقامش را به پستى نكشانيم ، از پايگاهش ، فرودش نياوريم . و آن را كه فرمانرواست ، فرمانبر نگردانيم . سرور را ، بنده ، و فرادست را ، فرو دست نسازيم ، بل‌كه بايد در هر بار ، بدان روى نماييم و حرمتش گذاريم ، همواره بر آن تكيه زنيم ، كارهاى خود را موافق آن تدبير كنيم و به صوابديد آن ، دست از كار كشيم . هيچ گاه نبايد هوى را بر آن چيرگى دهيم زيرا هوى ، آفت و مايهء تيرگى خرد است و آن را از سنّت و راه و غايت و راستروى خود ، بدور مىراند و خردمند را از رشد و آنچه صلاح حال اوست ، باز مىدارد . بر عكس ، بايد هوى را رياضت دهيم ، خوارش كنيم ، و مجبور و وادارش سازيم كه از أمر و نهى خود