سيد محمد دامادى
187
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
آيهء 107 ) و اى رسول ما ترا نفرستاديم مگر آن كه رحمت براى اهل عالم باشى ] لا جرم در كمال وصول و رفع إثنينيت و إثبات وحدت اين بشارت به پاشكستگان امّت و ضعفاى ملّت رسانيدند كه اگر بر براق همّت هر كس از سدّهء آستانهء بشريّت به سدرة المنتهاى روحانيّت نتواند بر آمد تا از وصول به حضرت خداوندى ما برخوردار شود ، همان جا سر بر عتبهء خواجه نهد و كمر فرمان او ، بر ميان جان بندد كه آنجا دوگانگى برخاسته است و يگانگى بنشسته . . . [ مرصاد : فصل بيستم در بيان وصول به حضرت خداوندى . . . ص 185 چاپ مرحوم شمس العرفاء و ص 331 چاپ دكتر محمّد امين رياحى ] علاوه ميكنيم كه مفسّران ، مفاد رحمت در آيه فوق از قرآن كريم را عبارت از هدايت خلق در امور دينى و دنيوى و يا دفع عذاب در دنيا و يا حسن اخلاق حضرت رسول ( ص ) مىدانند و صوفيان مىگويند كه مردان خدا ، رحمت و بخشايش آسمانى هستند زيرا خلق را از خودبينى و إنانيّت ، رهايى مىدهند . آنها را به وجودى و حياتى ديگر كه از نشأة إلهى است ، زنده و موجود مىسازند . و آنها را عين رحمت مىكنند . [ لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى - تفسير امام فخر رازى ج 6 ص 12 - بيان السّعادة ، طبع ايران ، ج 2 ص 39 ] ( شرح مثنوى شريف 1 / 287 ) و جلال الدّين محمّد بلخى نيز بدان اشارتى لطيف دارد : . . . تيغ در زرّاد خانهء اولياست * ديدنِ ايشان ، شما را كيمياست جمله دانايان همين گفتند هين * هست ، دانا رَحْمَةً لِلْعالَمين [ مثنوى 1 / بيت 715 و 716 ص 44 طبع نيكلسون ] عقل ( ع ) فهميدن ، دريافت كردن ، هوش ، شعور ذاتى ، فهم ، علم ، دانش مقابل جهل - خرد - علم به مصالح امور و منافع و مضارّ و قبح افعال - قّوهء مدركهء كليّات كه مرتبت كمال نفس است . عقل انسانى قوهيى است از قواى نفسانى انسان ، كه فعلش ، تفكّر و تدبّر و ايجاد صنايع و جز آنست ( معين با تلخيص )