سيد محمد دامادى

186

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

يكى گردونِ أعظم ، آن كه يكسر * برو كَردند ، هشت افلاكِ ديگر خِلاف گردشِ اين هشت گردد * برو روزى يكى ره گشت گردد دگر چرخِ ده و دو خانه باشد * ثوابت را درو كاشانه باشد دگر گردون كه باشد جاىِ كيوان * دگر دارد درو زاووش ايوان دگر بهرام دارد و آن دگر شيد * دگر دارد بهشت آباد ناهيد دوى ديگر يكى تير و يكى ماه * ترا از حالِ هر نُه كردم آگاه منطقة البروج [ ص 149 - 150 واژه نامك تأليف عبد الحسين نوشين - انتشارات دنيا - 1363 ] هفت كوكب كه هست عالَم را * گاه از ايشان نظام و گاه خَلَل قمر است و عطارد و زهره * شمس و مريخ و مشترى و زُحَل [ أبو نصر فراهى « صاحبِ نصاب » ] قال ارسطاطاليس فى كتاب الإسكندر : الملك لزحل و الوزارة للشّمس ، و العدل للمشترى ، و الزّينة للزّهرة و التّدبير لعطارد و الخدمة للقمر و الجور للمرّيخ . [ البصائر و الذخائر / 299 ] مفهوم بيت دوم اينست كه مقام و پايگاه تو آن چنان والاست كه گوشهء كلاه تو ، رواق نهم را شكست داده و از آن بالاتر رفته است . و در تأييد اين معناست ، عبارات عرفانى ذيل از « نجم الدّين رازى » در « مرصاد العباد » : « . . . خواجه را عليه السّلام چون از راه حضرت بردند كه سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ ( سورهء بنى اسرائيل ) از قاب قوسين در گذرانيدند و به مقام أو أدنى رسانيدند و هر چه لباس هستى محمّدى بود از سر وجود او بر كشيدند كه ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ [ ( سورهء « أحزاب » 33 آيهء 40 ) محمّد ( ص ) پدر هيچ يك از مردان شما ( زيد يا عمرو ) نيست ( پس زن زيد ، زن فرزندش نبود ( كه پس از طلاق او را نتواند گرفت . ) ] و خلعت صفت رحمت در او پوشانيدند و آن صورت رحمت را به خلق فرستادند ، چون مىرفت ، محمّد بود و چون مىآمد ، رحمت بود ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ [ ( سوره انبياء ( 21 )