سيد محمد دامادى
185
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
مىخوانند . شمارهء صور فلكى كه در منطقة البروج قرار دارد ، دوازده است : بدين ترتيب : 1 - بره ( حَمَل ) 2 - گاو ( ثور ) 3 - ( جوزا ، توأمان ، ذو الصنمين ) ، 4 - خرچنگ ( سرطان ) 5 - شير ( أسد ) 6 - خوشه ( سنبله ) 7 - ترازو ( ميزان ) 8 - كژدم ( عقرب ) 9 - كمان ( قوس ) 10 - بزغاله ( جدى ) 11 - دول ( دلو ) 12 - ماهى ( حوت ) آفتاب در گردش سالانه از برابر اين دوازده صورت فلكى مىگذرد . و هر موسم سال ، بستگى به آن دارد كه آفتاب در برابر كداميك از آنها است . بنابراين هنگامى كه آفتاب از پيش بره و گاو و دو پيكر مىگذرد ، موسم بهار است [ چنان كه انورى گويد : آهوىِ آتشين را ، چون برّه در بر افتد * كافورِ خشك ، گردد با مشكِ تر برابر ] خرچنگ ، شير ، خوشه : تابستان . ترازو ، كژدم ، كمان : پاييز . بزغاله ، دول ، ماهى : زمستان . و نيز نام صور فلكى را به دوازده ماه سال داده ، آنها را بروج مىخواندند . ماه اوّل سال ، برج بره ، و ماه آخر ، برج ماهى بود . بالاى هشت فلك كه در پيش نامبرده شد ، فلك نهم يا فلك الأفلاك يا فلك معدّل النّهار قرار دارد كه آن را « عرش » يا « عرش أعلى » مىخواندند . در سرودههاى سخنوران ، از افلاك و اختران و صور فلكى بسيار نام برده مىشود : فردوسى ، هفت آسمان را در يك بيت آورده است : چو كيوان و بهرام و ناهيد و تير * چو خورشيد و شير از برو ماه زير ( 5 - 43 - 598 ) فقط به جاى فلك مشترى ( زاوش ، برجيس ) : شير « ناصر خسرو » در « روشنايىنامه » آفرينش افلاك را چنين بيان مىكند ( ديوان 520 ) : چو پيوستند عقل و نفس با هم * از ايشان زاد ، ارواحِ مُجَسَّم